۱۳۹۶ دی ۴, دوشنبه

احمدی نژاد ـ خزعلی پیوندتان مبارک!



ویدئوئی از اظهارات محمود احمدی نژاد و بقائی اش منتشر شد که طی آن ایشان در جمعی محدود سخنرانی کرده و به اتفاق بقائی ضمن دفاع از بست نشینی شان در حرم عبدالعظیم از موضعی حق به جانب و در مقام دفاع از این اقدام خود فرموده اند:

سنت بست نشینی تعلق به علمای شیعه دارد و نباید این سنت را تخطئه کرد!

جل الخالق!

اظهارات آقایان قرینه اظهارات چندی پیش فرزند ناخلف مرحوم آیت الله خزعلی است.

مهدی خزعلی نیز پیش تر در ادامه شامورتی بازی های متداولش درمقام توجیه حضورش در مقابل دوربین تلویزیون دولتی «صدای آمریکا» و «بی بی سی» فرمودند:

همان طور که زینب (س) از تریبون یزید بالا رفت و از همان تریبون برای بیان حرف هایش استفاده کرد من هم در این رسانه ها حاضر می شوم!

آن موقع به خزعلی مزبور نوشتم:

اخوی ـ تاریخ اسلام را کج خوانده اید! زینب (س) اگر از تریبون یزید بالا رفت از آن تریبون بهره برد تا دارالخلافه همان یزید را رسوا و افشاگری کند نه مانند حضرتعالی که از تربیون دشمن ایران علیه حکومت مشروع ایران بهره برداری فرصت طلبانه می کنید.

اکنون و با همین استدلال باید به آقای احمدی نژاد گفت:

اخوی ـ سنت بست نشینی متعلق به دورانی است که علمای اسلام و جامعه ایران فاقد نظام مشروع حکومتی بودند و آن بزرگواران از سر استیصال متوسل به زوایای متبرکه اماکن مقدسه شیعه می شدند.

در موقعیتی که حضرتعالی در ذیل نظام حکومتی مشروع شیعه دو دوره رئیس جمهور این مملکت بوده اید چنین شامورتی بازی هائی را چیزی نمی توان نام نهاد جز دهان کجی به رهبری!

اگر چنین قصدی دارید شایسته است ابتدا مسئولیت های نظام را محول کنید و از مجمع تشخیص مصلحت نیز استعفا داده و آنگاه به بهانه و ادعای «عدم صلاحیت منسوب رهبری در عدلیه» سینه به سینه رهبری بایستید.

چیز عجیبی هم نیست و پیش از شما دیگرانی نیز بودند که این بازی ها را کردند و مدتی درخشیدند و بسرعت نیز تمام شدند!

..........................................

داریوش سجادی

@dariushsajjadi44

خوابنده ها!


غلامعلی جعفرزاده نماینده مردم رشت در دفاع از افزایش دستمزد نمایندگان در مجلس فرموده اند:
زمانی در دانشگاه فقط می‌خوابیدم و ۸ میلیون می‌گرفتم اما الان صبح تا شب و دور از خانواده مشغول کار هستم و این حقوق مجلس فاجعه است. بعدا نگویند چرا نماینده دزد شد. مدیر را باید تامین کنید تا فساد ایجاد نشود.
جناب نماینده!
شنیده اید تاجری مال باخته نزد حاکم شد و گفت: دزدان اموالم را بردند. حاکم گفت؛ وقتی دزدان، اموالت می بردند چه می کردی؟ گفت: در خواب بودم. حاکم گفت: چرا در خواب بودی؟ مال باخته جواب داد: فکر می کردم حاکم شهر بیدار است!
جناب نماینده!
سرسلامتی خواب گردی های تان در دانشگاه اکنون برکاتش محسوس است و بی جهت نیست نسل نوین دانشگاهی مان از جوار شما جماعت «خوابنده» تا این میزان مبتلابه نحافت و بضاعت اندیشه و فقر دانش اند.
قطعا ملامتی بر شما نیست و در این میان انگشت شماتت باید شامل ما رعایا شود که با فرض «بیدارباشی» شمایان را سنگربان سرحدات فرهنگی و عقیدتی کشورمان قرار دادیم.
بگیر بخواب برادر!
در همان مجلس هم آسوده بخواب و حقوش را بگیر و حالش را ببر!
همان خواب بودن تان ممد حیات است و مفرح ذات.
بیداری تان که قاتق نان رعیت نشد هیچ قاتل جان شان هم شد!
بخوابید برادر بلکه آفت تان کمتر باشد!
...........................................
داریوش سجادی
@dariushsajjadi44

۱۳۹۶ آذر ۲۶, یکشنبه

عصاره های بی بی سی!


محمود صادقی نماینده عضو فراکسیون امید در جدیدترین اظهارات شاذ خود فرموده اند:

ما نمایندگان نه عصاره فضائل ملت که عصاره فضائل شورای نگهبان هستیم!

خیر جناب صادقی ـ شما و تمامیت لیست امیدتان عصاره زحمات و تبلیغات و مساعی بی شائبه تلویزیون فارسی بی بی سی هستید که با سوبسید خبری و بموفع آن بلندگوی وزارت خارجه انگلستان توفیق آن را یافتید روی موج خبری و پروپاگاندای این رسانه و از طریق سابوتاژ کرسی های مجلس ایران را اشغال فرمائید!

چرا نعل وارونه می زنید و بی جهت پای شورای نگهبان رو وسط می کشید؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

‍ نُنُر بازی من پشیمانم!


اخیرا از جانب کسری از سلبریتی ها و سرندپیتی هائی که به حسن روحانی رای داده اند چالش «من پشیمانم» به راه افتاده و خانم ها و آقایان مزبور به اعتبار وضعیت نامطلوب مملکت با اشکال و انحای مختلف ابراز لحیه می فرمایند و از رای دادن خود به روحانی ابراز ندامت می کنند.

بی نمکان عزیز!

ابراز ندامت تان نه مُمد حیات است و نه مُفرح ذات!

بجای این نُنُر بازی ها مسئولیت هیجان زدگی و رای بی تدبیر و هوس بازانه تان را بر عهده بگیرید و تکلیف مملکت ر ا با آن سرجهازی تان روشن کنید!

نمیشه که شترمرغانه وقت بارکشی بفرمائید «من مرغم» و هنگام تخم گذاری بفرمائید «شترم»!

سیاست عرصه این نُنُر بازی ها نیست. مقدرات مملکت را که نباید تابع احساسات مشتی سلبریتی بی سواد با دنیای سیاست کرد!


۱۳۹۶ آذر ۲۲, چهارشنبه

تجارت ترس



اظهارات جدید سعید حجاریان و تصریح ایشان بر این نکته که «اصلاحات حال و روز خوبی ندارد» ظاهرا تلاشی است آسیب شناسانه برای بهبود حال و روز جنبش اصلاح طلبی که ایشان مطمح نظر دارند.

حسب اظهارات حجاریان جنبش اصلاحات از دیدن اقشار فقیر و محروم از «عدالت» غفلت کرد و غفلت از عدالت باعث شد تا عده‌ای با شعارهای پوپولیستی و پخش پول به صحنه بیایند و خود را مدافع عدالت معرفی کنند.

خیر جناب حجاریان!

با فرض پذیرش صداقت و حسن نیت تان، گریزی از این واقعیت نمی توانید داشته باشید که هنوز هم مطلب را نگرفته و متوجه نیستید از کجا خودتان و جنبش تان مبتلابه کژراهه شد!؟

هر چند دوری از طبقات محروم و بی توجهی به مطالبات ایشان و تکیه صرف به منویات و ارزش ها و نیازهای ثانویه «طبقه متوسط» بیت الغزل کسر قابل توجهی از اصلاح طلبان بود و هست و هر چند چنین خبطی واقعیت دارد و تصحیح آن امر مبارکی است اما چیزی که هنوز ایشان بدان بی توجه اند آن است که محروم نوازی ادا درآوردن یا خلعت نیست تا به اقتضاء آن را پوشید و عند الاقتضاء آن را آویخت!
گوئی طبقات محروم توده هائی بی شکل و بی هویت و فاقد درک و فهم و شعور و شخصیت و رعایائی مستمند و یتیمانی مستحق بنده نوازی اند که در گوشه ای نشسته و چشم انتظار آنند تا «از ما بهترانی» بمنظور کسب اقبال، منت گذاشته و از سر لطف و احسان دست تفقد خود را بر سر ایشان بکشند! *

خیر آقای حجاریان!

محروم نوازی «پُز روشنفکری» نیست تا به اقتفای قدرت «مهتران» را بر «کهتران» مانوس سازد!
غایت قُصوآی چنان تواضع کردنی، تظاهر کردنی است از جنس تصنع!

جناب حجاریان هر چند از سر عجز فرموده اند:

اصلاحات حال و روز خوبی ندارند ولی تنها راه رهایی کشور از معضلات همین اصلاحات است و هنوز هیچ بدیلی در مقابل آن وجود ندارد.

اما همان طور که شخصا و پیشتر خدمت ایشان معروض داشتم:

درد امروز جامعه ایران اصلاحات در حکومت نیست و قبل از هر اصلاحی همت خود را می بایست صرف درمان و استعلاج آلام روحی ـ روانی خودتان و جماعتی فرمائید که در برزخ هویت و منجلاب منیت، خودفریبی می کنند! **

آن مزاری که از ۷۶ تاکنون بر سرش بی تابی می کنید چیزی جز قبری خالی نیست! در این قبر چیزی جز نفرت نانباشتید!

بالغ بر ۲۰ سال است جنبش مسمی به اصلاح طلبی تان را با حربه «هیولاسالاری» تنها مستظهر به نفرت از رقیب کرده و با ترویج ترس از رقیب و فریب و ارعاب مردم با این هشدار که «اگه به ما رای ندیدن هیولاها می خورن تان»! برای مانائی تان در قدرت صحنه آرائی فرموده اید.

شادروان علامه محمدتقی جعفری داستان شیرینی را مطرح می کرد که مصداق اصلاح طلبی مبتلابه امروز آقایان است.

به گفته علامه در مدینه مردی بغایت کریه المنظر و زشت روی زندگی می کرد که هیچ زنی رغبت دیدنش را نداشت تا آنکه روزی زنی را دید که به ایشان اشاره می کند و می خواهد دنبالش برود! آن بنده خدا نیز مشعوف از آنکه بالاخره زنی ایشان را اقبال فرموده با اشتیاق بدنباش رفت تا آنکه وارد جواهر فروشی شد و زن به صاحب مغازه مرد زشت روی را نشان داد و گفت آن انگشتری که میخواستم برایم از تصویر شیطان بسازی شبیه ایشان باشد لطفا!

آقای حجاریان!

۲۰ سال است با موفقیت توانسته اید با «تجارت ترس» اصلاحات تان را سرپا نگه دارید! اما مانائی لزوما بمعنای حیثیتی استعلائی نیست!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* ـ بنده نوازی

** ـ استعلاج بجای اصلاحات

............................................
داریوش سجادی
@dariushsajjadi44

۱۳۹۶ آذر ۱۶, پنجشنبه

نه غزه نه لبنان، جانم فدای شهرت!



اظهارات اخیر مصطفی تاجزاده در توئیتر از جنس اظهاراتی است که قبل از ابراز نظر می تواند موید اضمحلال شخصیت و فریاد برائت ایشان از پیشینه و عقبه فکری و سیاسی ایشان محسوب گردد.

تاجزاده که زمانی از منتهی الیه چپ خط امامی خود و سازمان متبوعه اش را به انقلاب اسلامی کلیپس کرده بود اینک از عمق یک «دگردیسی مفهوم» فرموده اند:

یمن در اشغال داعش نیست، حرم ندارد و هم مرز اسرائیل هم نیست که به اصطلاح آقایان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی محسوب شود. اعلان کمک مستشاری ایران در یمن توسط سردار جعفری در شرایطی که ترامپ در پی اثبات دخالت سپاه در امور داخلی کشورهای دیگر است، چه معنا و چه لزومی دارد؟

آقای تاجزاده!

اگر تقیدتان به خط امام در دهه ۶۰ تنها تظاهر بود!

اگر تظاهر نبود اما به هر دلیلی اکنون از آن مواضع پشیمان شده اید!

و اگر از اصل ۱۵۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز اعراض می ورزید! (*)

و اگر مبنای تجدیدنظر طلبی امروزتان تنها شاذگوئی به نیت قهرمان انگاری نزد نوباوگان سیاسی تان است که برای چنین هذیان هائی کف می زنند و مبتلا به ادخال سرور و وجد و بهجت می شوند!

اما و متاسفانه تا آنجا پیش رفته اید که از رویت بدیهی ترین الزامات اخلاق هم عاجز شده اید.

جناب تاجزاده!

یمن حرم ندارد! اما «آدم» دارد و آن آدم های بی پناه در مظلومانه ترین شکل ممکن توسط ارتش وابسته سعودی در حال قحطی و گرسنگی و کشتار اند!

در ترمینولوژی حضرتعالی «آدم» شان و منزلت و جایگاه اش کجاست و چیست!

بقول نیما:

آی آدمها، که در ساحل نشسته شاد و خندانید، یک نفر در آب دارد می سپارد جان!

طبع نازک اندیش شما کی و کجا برای جان دادن «آدم» صرف نظر از یمنی یا ونکی بودنش قرار است جریحه دار شود!؟

عمری به دروغ مدعی بودید بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند!

اگر دین ندارید لااقل شرف داشته باشید!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*ـ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هر گونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، حفظ استقلال همه‌جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت‌های سلطه‌گر و روابط صلح‌آمیز متقابل با دول غیر محارب استوار است.
............................................



داریوش سجادی
@dariushsajjadi44

۱۳۹۶ آذر ۱۲, یکشنبه

از بی خطی تا خط مقدم!



شادروان سلمان هراتی وقتی بالغ بر ۳۰ سال پیش با سرایش ترنُم بلند و پرمغز «از بی خطی تا خط مقدم» به زیبائی توانست تقابل دو زیست عافیت طلبانه در مقابل زیست مومنانه و آرمانخواهانه را معنایابی کند، تصور نمی رفت تا بتوان برای آن سروده اینک و با چنین وضوحی مصداق یابی کرد.

ارسال نامه خائفانه از جانب صادق خرازی بنمایندگی از دولت اصلاحات به مقامات آمریکائی در ۲۰۰۳ و خفض جناح مهوع در آن نامه نسبت به کاخ سفید و مطالبه دست تفقد واشنگتن در ازای خلع سلاح حزب الله و حماس و خنثی سازی فعالیت های اتمی ایران (!) هر چند با بی وقعی قابل انتظار آمریکائی ها مواجه شد اما آن مراوده ذلیلانه را اکنون می توان و باید در مقام عبرت مقایسه کرد با ماجرای ارسال نامه خاشعانه ریاست سازمان CIA به سردار قاسم سلیمانی که مواجه با برخورد مقتدرانه و از سر عزت سردار شد تا نامه را باز نکرده به مقصد عودت دهند!

ذلت آن روز و عزت این روز همان ملتقائی است که سلمان هراتی به زیبائی آن را در «از بی خطی تا خط مقدم» شمّاسازی کرده.

وقتی شرف زندگی را به حضیض ذلت بیآلائی آنگاه بقول سلمان می توانی:

از زیر سایه های مرتب مصنوعی

مردان آرشیتکت را ببینی که در صف کراوات چرت می زنند!

ماندن چقدر حقارت آور است؛ وقتی که عزم تو ماندن باشد!

هم چنان که وقتی طلایه دار سپاهت سرداری باشد در اندازه های «حاج قاسم» آنگاه و باز هم بقول سلمان می توان بگوئی:

نگاه کن! این مرد چه پیشانی بلندی دارد.

چه دستهای سترگی!

و قامتش برای ایستادن چقدر مناسب است!

بی شک آفتاب اسم او را می داند.

...

گریزی نمی توان از داوری سلمان داشت و می بایست تن به شماتت ایشان داد که:

مرز بی خطی تا خط مقدم ارزنی شرافت است!
............................................
داریوش سجادی
@dariushsajjadi44