ماجرای انتشار سخنرانی سردار جعفری توسط «نوری زاد» و پروپاگاندای معنادار آن توسط BBC ناخواسته تداعی به ذهن کننده این بخش از ترانه «آدم فروش» شاد مهر عقیلی است که:
آدم فــــــــروش
دست تو رو شده برام ـ قصه ها تو بلدم ـ هر چی که بوده بین ما ـ بردار برو مال خودت
وقتی دیدی که سوختی ـ رفتی ما رو فروختی!
نکته برجسته در این «یافتم یافتم» جدید، بی فروغی و گم شدن سریع این خبر در عرض کمتر از 24 ساعت در میانه اخبار رسانه های فارسی زبان بود.
هر چند نوری زاد و BBC کوشیدند «واترگیتــآنه» از این معرکه گردانی جدید به یک هم ذات پنداری با «باب وود وارد» و «واشنگتن پست» برسند اما واقعیت آنست که یخ شان نگرفت و برخلاف توقع ایشان، سنسورهای سیاسی و اجتماعی و خبری در ایران بی اعتنا از کنار این ماجرا گذشتند.
معرکه گردانی مزبور مشابه ماجراجوئی چند سال پیش «رویا حکاکیان» تهیه کننده یهودی تبار برنامه شصت دقیقه شبکه خبری CBS آمریکا بود که طی آن مشارالیها مدعی افشای «حمید بهبهانی» جوانی 30 ساله در قامت معاون وزیر اطلاعات شد که در عملیات تروریستی دهه 60 در خارج از کشور نقش داشته است!
حکاکیان در آن برنامه آنقدر از افشاگری خود مشعوف و جو زده بود که تنها پشت دست چند روز بعد «مادلین آلبرایت» وزیر خارجه وقت آمریکا که گفت «این آقا جوان تر از آنست که چنین ادعاهائی به وی بچسبد» توانست اسباب اخراج حکاکیان از CBS را فراهم آورد!
در معرکه گردانی نوین نوری زاد و BBC نیز این که محتوای اظهارات سردار جعفری چه بوده یک بحث است و چرائی بی التفاتی جامعه خبری ایران به معرکه گردانی نوری زاد و BBC بحثی دیگر!
ماجرای مزبور با شفاف ترین شکل ممکن موید یک گوشزد و واقعیت تلخ به BBC و اصحاب BBC و نوری زادها شد مبنی بر آنکه:
با پیوستن تان به اجنبی و فروختن ملت و مملکت تان دیگر نزد مخاطب ایرانی فاقد اعتبار و وجاهت ملی و خبری هستید.
ایشان متوجه این واقعیت نیستند که بر فرض صحت ادعای تقلب در انتخابات سال 88 پرسش مردم بعد از شهرآشوبی های آن شهرآشوبان آنست که:
شعارها و اطوارها و شهرآشوبی های تان را باور کنیم یا ادعای تقلب تان را!؟
بواقع بعد از آن اطوار و رفتار ساختار شکن و دادن شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» و «نه غزه نه لبنان» و «مرگ بر جمهوری اسلامی» و بی ارتباطی آن با «ادعای تقلب» صورت قضیه برای قاطبه ایرانیان شفاف شد. مبنی بر آن که:
مقصود من از کعبه و بتخانه بهانه ای بیش نبود و در قفای «ادعای تقلب» با رویکرد «سنگ مفت، گنجشک مفت» در جستجوی براندازی بودید! که البته نشد!
صادق ترین ایشان آن علیا مخدره «به جفا متهم به فاحشگی شده از جانب آقای یامین پور» است که در همان سال 88 و در سخنرانی هیجان زده اش در سانفرانسیسکو ناشیانه بند را به آب داد و گفت: «سی سال ما ترسیدیم اکنون شما بترسید»! و با این اعتراف صادقانه نشان داد دعوا بر سر تقلب نیست و موضوع مناقشه، تمامیت جمهوری اسلامی طی 30 سال گذشته بوده و هست!