غدیر خم برای شیعه قبل از موضوعیت برخوردار از طریقیت است.
شیعه تمامیت و حقانیت خود را در بالاترین سطح مدیون دو واقعه تاریخی «غدیر خم» و «کربلا» است. این دو ارکان شیعه اند.
لزوم حکومت و شرایط حاکم محوری ترین اهتمام رسول الله در غدیر خم بود.
هم چنان که فرزند رسول الله در کربلا، با پایمردی در عقیده (ان الحیات عقیده و الجهاد) شهادت در راه عقیده را الی الابد بر پیشانی شیعه مهر کرد.
اکنون این بر ذمه اصحاب سقیفه است تا با گذشت 1400 سال از آن تخطی اینک کارنامه خود را بازبینی کرده و بگویند چه سرمایه قابل افتخار و استنادی در تاریخ مُلکداری خود برای عرضه کسب کرده اند؟
گیریم با تسامح بتوان تخطی اصحاب سقیفه و اعتزال ایشان از غدیر خم را بنا به هر دلیل ناموجه ای پذیرا شد!
اما اینک و بعد از 1400 سال از آن تخطی اصحاب سقیفه می توانند تنها یک نمونه موفق و موثق از حکومت «سقیفه سالارانه» شان را ابراز و «افتخار آمائی» کنند!؟
شیعه بیرون از خوشآیند و ناخوشآیند دیگران توانست بعد از 1400 سال محروم ماندن از حکومت مطمح نظرش نهایتاً با انقلاب اسلامی برآیند غدیر خم را در تهران تاسیس و 34 سال زیر سنگین ترین و خرد کننده ترین و مهلک ترین ضربات دشمنان داخلی و خارجی اش مقاومت و پایمردی کند.
اینک «اهل سقیفه» با نیم نگاهی به تجربه جمهوری اسلامی می توانند اقبال ایران در مقابل ادبار و ناتوانی خود در بیداری اسلامی را آسیب شناسی کرده تا بفهمند در مقابل ایران شیعی چه چیزی کم دارند که نه در طول تاریخ و نه در نهضت بیداری اسلامی متاخرشان، تاکنون نتوانسته اند کارنامه موفق و قابل وثوقی را برای خود کسب و احصاء نمایند!؟
پیش تر در «گنگ خوابدیده» در این مورد گفته بودم.
