۱۳۹۴ آذر ۶, جمعه

چمداشت ورزی

پاره نخست
(ژاپه یوسفی)
آیا وقایع مرتبط با هشدار به ایران در بارهٔ حملهٔ سایبری به تأسیسات نظامی- صنعتی، خانه نشینی احمدی نژاد، مذاکره برای آزادی باب لوینسن، آزادی جاناتان پالر (جاسوس اسرائیلی محبوس در امریکا)، پیروزی انتخاباتی حسن روحانی و درگیری عربستان سعودی در باتلاق یمن از یک منشأ نشأت ﻣﻰگیرند؟

----------------------------------

پرسش: درآغاز لطفاً معنی واژگان «چَمداشت» و «چَمداشت ﻭَرزی» را، توضیح دهید.
پاسخ:

«چَمداشت» وصفی فاعل است که، از مصدر نوساختهٔ «چَمداشتن» است.
واژهٔ «چَمداشت» از ادغام سه واژهٔ «چَم» به مفهوم معنیٰ، «برداشت» به مفهوم استنباط و «پنداشت» به مفهوم خیال، ساخته شده و این واژه مترادف واژهٔ انگلیسی (Perception) است.
بطور کلی «چَمداشت» یعنی «معنیٰ بخشیدن به وقایع بر مبنای برداشتﻫﺎ و پنداشتﻫﺎ».
متأسفانه امروزه در ایران، واژهٔ انگلیسی (Perception) با واژهٔ عربی «ادراک» مترادف شده ولی، «ادراک» گویای مفهوم واژهٔ انگلیسی (Perception) در چهارچوب علوم مرتبط با روانشناسی نیست.
وکیپیدیا «ادراک» را چنین توصیف ﻣﻰکند:
ادراک (به انگلیسی: Perception) عبارت است از فرایند پیچیده آگاهی یافتن از اطلاعات حسی و فهم آن‌ها. همچنین، ادراک، فرایندی است که افراد، به وسیله آن، پنداشت‌ها و برداشتهایی را که از محیط خود دارند، تنظیم و تفسیر می کنند و بدین وسیله، به آنها، معنی می دهند.
ولی، ادراک می تواند با واقعیت عینی، بسیار متفاوت باشد. غالباً، افراد از امری واحد، برداشتهای متفاوتی دارند. پس، می توان گفت که رفتار مردم، به نوع ادراک، پنداشت یا برداشت آنها (و نه واقعیت) بستگی دارد.
پاراگراف بالا به خوبی بیانگر مفهوم «چَمداشت» است. اما، یقیناً با مفهوم عادی «ادراک» فرق دارد.
برای همین ما واژهٔ نوین «چَمداشت» را، ساختیم.
نتجتاً «چَمداشت ﻭَرزی» یعنی، هنر استفاده از «چَمداشت» دگران برای القای تفکر مورد نظر به ایشان؟
بدین ترتیب، «چَمداشت ﻭَرزی» یکی از مهمترین اصول در علوم رسانهﺍی و امنیتی است.
در چهارچوب مباحث امنیتی، «مدیریت برداشت» که، به انگلیسی (Perception management) نام دارد، علمی است که، توسط وزارت دفاع امریکا پردازش شده و نسبتاً به مفهوم «چَمداشت ﻭَرزی» نزدیک است.
با این تفاوت که،
در «مدیریت برداشت» که، در راستای علوم روانشناسی شکل گرفته، از طریق تسلیم در مقابل «صاحبان ثروت و قدرت»، توکل به «جنگ روانی» و توسل به هرگونه «اطلاع رسانی راست وَ یا دروغ» و «عملیات اخلاقی وَ یا غیر اخلاقی»، ﻣﻰتوان مشغول به القای تفکر به مخاطب شد.
ولی در «چَمداشت ﻭَرزی» که، در راستای علوم عرفانی شکل گرفته، تنها از طریق تسلیم در مقابل «مشیت الهی»، توکل به «خداوند» و توسل به «راست گویی» و «درست کاری» ﻣﻰتوان مشغول به القای تفکر به مخاطب شد.
«چَمداشت ﻭَرزی» نخستین دست آورد انگارهٔ «یکتایش» است که، توسط «اندیشکدهٔ هما»، بر علیه کژاندیشان و بداندیشان مرتبط با ایران، مورد آزمون قرار گرفت تا شاید بتوانیم اصول پارسایی را، به ایشان بیاموزیم.
از خداوند متعال خواستاریم که، ایشان را، به راه راست هدایت کند.
نهایتاً با استفاده از «چَمداشت ﻭَرزی» ما توانستیم وقایع زیرین را، بیآفرینیم:
1. هشدار به مسئولین ایرانی در رابطه با حملهٔ سایبری به تأسیسات اتمی و صنعتی ایران ماه ها قبل از وقوع حمله.
2. ارتباط دادن آزادی «باب لیوینسون» با آزادی «جانان پالر» و آزادی یا تحویل اجساد «دیپلمات های ربوده شده ایرانی در لبنان».
3. خانه نشینی احمدی نژاد
4. جلوگیری دشمن در سوء استفادهٔ از افسردگی سیاسی معترضین انتخابات پیشین، از طریق پیروزی انتخاباتی روحانی.
5. درگیر کردن عربستان در باتلاق یمن

البته ما، در «اندیشکدهٔ هما» نیز، همانند دگران از «چَمداشت» خود در تحلیل وقایع استفاده ﻣﻰکنیم و ﻣﻰخواهیم که، دوستان، دربارهٔ «چَمداشت»های ما، شناخت درست داشته باشند. نتیجتاً در فهرست زیر، سه تا از مهمترین «چَمداشت»های خود را، برای دوستان آشکار ﻣﻰکنیم.
1. تلاش در راه تنش زدایی میان ایران و امریکا که، به مفهوم از میان برداشتن «تحریم ها و تحدیدها» علیه ایران است، یکی از مهمترین اهداف است، ولی ما معتقدیم که، چنین تنش زدایی، نباید منجر به عادی سازی ارتباط سیاسی، اقتصادی، امنیتی، فرهنگی وَیا اطلاعاتی با امریکا شود.
2. ما معتقدیم دشمنی امریکا با ایران، به مراتب بیشتر از تصور ذهنی «جمیع ایرانیان مخالف» با رابطهٔ ایران و امریکا است.
3. ما معتقدیم که، دولت های هاشمی، خاتمی، احمدی نژاد و «شاید» دولت روحانی به نادرستی با یک استراتژی ثابت اما، چهار تاکتیک متغیر عمل ﻣﻰکردند/ﻣﻰکنند.
استراتژی ثابت ایشان، در افزایش فشارهای بین المللی بر ایران به منظور امتیاز گیری از آیت الله خامنهﺍی و سپاه خلاصه ﻣﻰشود.
اما،
تاکتیک دولت هاشمی متمرکز بر افزایش فشار توسط «مکانیزم وام های بانکی» بر ایران بود.
تاکتیک دولت خاتمی متمرکز بر افزایش فشار توسط «مکانیزم حقوق بشر» بر ایران بود.
تاکتیک دولت احمدی نژاد متمرکز بر افزایش فشار توسط «مکانیزم تحریم ها» بر ایران بود.
و شاید (هنوز مطمئن نیستیم) تاکتیک دولت روحانی متمرکز بر افزایش فشار توسط «مکانیزم برجام» بر ایران باشد.

پرسش:
چرا تصمیم گرفتید که، دربارهٔ ارتباط این وقایع با هنر «چَمداشت ﻭَرزی» صحبت کنید؟

پاسخ:
چندی پیش، مصاحبهﺍیی با یکی از خبرنگاران ایرانی انجام دادیم. در اواسط این مصاحبه چَمداشتی القا شد که شاید ایشان کارمند اطلاعات سپاه باشند. صرف نظر از درستی یا نادرستی این چمداشت، به نظر آمد که، ایشان فاقد آگاهی کافی دربارهٔ متدولوژی وابسته به مبحث «مدیریت برداشت» هستند.
از سوی دیگر، چَمداشتیم که، اکثر خوانندگان انگارهٔ «یکتایش»، فکر ﻣﻰکنند که، این انگاره در بهترین شرایط یک دیدگاه فلسفی است و غیر قابل استفاده در امور روزمره است.
نتیجتاً، تصمیم گرفتیم که، از طریق روایت وقایع بالا و به موازات انتشار بخش های انگارهٔ «یکتایش»، یکی از وجوه عملی انگارهٔ «یکتایش» را، به ایران دوستان منتقل کنیم.
اما، از خوانندگان عزیز ﻣﻰخواهیم که، با روجوع به لینک های زیر مختصری در بارهٔ «مدیریت برداشت» بیاموزید تا دریابید که، بر مبنای انتشار تفکرهای نهادهای امریکایی ما به این نتیجه رسیدیم که،
حکام امریکا (ولی نه مردم یا کشور امریکا)، «جنایتکارترین، یاغیﺗﺮین، دروغگوترین و بیﺍعتبارترین حکام قرن بیست و یکم» هستند.

توصیف انگلیسی «مدیریت برداشت» (Perception management)
توصیف پارسی «مدیریت برداشت»
(https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA_%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA)

پرسش:

لطفاً چگونگی استفاده از «چَمداشت ﻭَرزی» در آفرینش وقایع بالا را، توضیح دهید.

پاسخ:

ادامه دارد

استاد اسدی اصلاحات!


ظواهر امر نشان می دهد که با نزدیک شدن به انتخابات مجلس در اسفند ماه سال جاری و انتخاباتی شدن فضای سیاسی کشور موجهین اصلاح طلب در رویکردی قابل فهم و معقول تلاش می کنند با اتخاذ ادبیاتی بهداشتی و پرهیز از مواضع شاذ و حساسیت برانگیز، فضای سیاسی کشور را بی جهت علیه خود نشورانند تا بدانوسیله بتوانند با عدم تحریک «سنسورهای فیلترینگ در مکانیزم ثبت نام نامزدهای مجلس» بستر مناسب برای حضور موثر در انتخابات پیش رو را مهیا و محافظت کنند.
علی رغم این به همان اندازه که این موجهین موظف به صیانت از فضای سالم و عقلانی در انتخابات اند به همان اندازه نیز و به همان منظور نیز موظف به مدیریت و مهار «استاد اسدی» های مسبوق به سابقه در اردوی خود هستند تا با شاذ گوئی بی مبالاتانه اسباب رادیکالیزه شدن فضا و تحریک جبهه مقابل را فراهم نکنند.
بر مهتران اصلاحات فرض است تا «سورنا زنی» آن خروسان بی محل را مدیریت و ایشان را «سعدیانه» متقاعد به رعایت اصل «دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی» نمایند!
اظهارات نـُـنـُـرگونه دبیر کل سابق حزب منحله مشارکت را باید و می توان مصداق چنان شاذگوئی دانست که هم بقول سعدی طیرة عقل است و هم منشاء شر!
وقتی هنوز یک هفته از سخنرانی رهبری نگذشته که طی آن «انذار نفوذ» را به پایوران نظام و حاملان انقلاب می دهند این کمال «شیرین عقلی» است که «محمد رضای خاتمی» متلک گونه و با رویکرد «مَرده و حرفش» و اصرار مشهود بر چرخیدن بر همان پاشنه «تقلب در انتخابات 88» رهبری نظام را مورد طعن قرار داده و بفرمایند:
نفوذ دشمن یعنی رئیس جمهوری را روی کار بیآوریم که ... هکذا!
(اینجا)
وقتی این شاذگویان کماکان سینه به سینه بالاترین مقام نظام «لن ترانی» کرده و آرای مردم در 88 را با بی پروائی بنام دشمن و نفوذ دشمن و موفقیت دشمن در روی کار آوردن رئیس جمهور در 88 مصادره می کنند! و در پنهان خود را در این خلسه فرو می برند که بدینوسیله در حال انتقام کشی از رهبری هستم که در خطبه نماز جمعه خرداد 88 برخلاف انتظار «ما» از آرای ملت پاسداری کرد! با چنین فرآیندی نباید چشم انتظار فضای بهداشتی در انتخابات پیش رو را توقع داشت مگر آنکه مهتران ایشان به مدیریت این «استاد اسدی ها» اهتمام بورزند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تکمله ـ برداشت اشتباه از این پست نشود و این مطلب دال بر حمایت بنده از آقای احمدی نژاد نیست! بنده نه در 84 و نه در 88 به آقای احمدی نژاد رای ندادم هم چنانچه در 92 نیز به آقای روحانی رای ندادم و ارزنی هم این دو را قبول ندارم. اما به احترام رای اعتماد اکثریت مردم ، به انتخاب مردم در عین حفظ انتقادات خود به منتخب ایشان، احترام می گذارم.

۱۳۹۴ آذر ۲, دوشنبه

کفش سیندرلای پوتین!؟


پیش تر «ولادیمیر پوتین» را به صفت تدبیر دولتمردی هوشمند و عجوبه ای قهار در سیاست ورزی در میانه سیاستمداران موجود در جهان معاصر محسوب کرده بودم (اینجا) سیاستمداری که با زبردستی قواعد دنیای سیاست را بازی می کند و اکنون اقبال جمهوری اسلامی بر این واقع شده تا از این «پدیده» فرصت شناسانه بهره ببرد.
یکی از ویژگی های سیاست و پدیده های سیاسی «فـَــّرآری» فرصت ها و پدیده ها در دنیای سیاست است و بدین لحاظ بر پایوران حکومت در ایران فرض است با «پدیده پوتین» حاذقانه برخورد کرده و از هم سوئی موجود و حائز اهمیت در مناسبات فعلی تهران ـ مسکو نهایت بهره برداری فرصت شناسانه و هوشمندانه را ببرند.
رفتار هوشمندانه پوتین در بدو ورود به ایران و عزیمت مستقیم ایشان از فرودگاه به بیت رهبری و اصرارش بر ملاقات با آیت الله خامنه ای آن هم بیرون از پروتکل های مرسوم و بدون تقیدش به همراهی میزبان و هم ترازش (رئیس جمهور ایران) در ملاقات با رهبری را باید یکی دیگر از رفتارهای محاسبه شده این دولتمرد توانمند روسی معنا کرد که برای «مخاطب خاص» حامل 3 پیام مهم بود!
خصوصاً آنکه سفر 8 سال پیش پوتین به ایران با لحاظ کامل پروتکل های تشریفات صورت گرفت و رئیس جمهور وقت ایران در آن سفر پوتین را در ملاقات با رهبری همراهی می کرد و این بار جای خالی رئیس جمهور ایران در نشست پوتین با آیت الله خامنه ای بشدت محسوس و معنادار بود.
این در حالی است که محتوای صحبت های رد و بدل شده بین آیت الله خامنه ای و پوتین نیز بر مدار مناسبات استراتژیک بود و کمترین ربطی به بهانه سفر پوتین (نشست رهبران کشورهای صادر کننده گاز) به تهران نداشت.
پوتین با چنین اقدامی اولاً بنوعی نشان داد که تعمد دارد تا به دولت آمریکا و شخص اوباما «رشک» داده و با صراحت این پیغام را به واشنگتن منتقل کند که اگر شما تنها برای دست دادن رئیس جمهورتان با وزیر خارجه ایران مجبور به طراحی صحنه و در کمین ایشان نشستن در راهروهای سازمان ملل هستید! آن هم مصافحه ای که منجر به شماتت وزیر خارجه ایران و التزام ایشان به پاسخگوئی به مجلس و افکار عمومی در ایران شد اما من از این فرصت برخوردارم تا با دعوتی رسمی به ایران رفته و بیرون از تقیدات تشریفاتی میهمان ویژه رهبری ایران شوم.
ثانیاً به صورت غیر مستقیم اما صریح این پیغام را به واشنگتن داد که برجام و تفاهم حداقلی و نحیفانه دولت ایران با شما ارزانی خودتان! اولویت مسکو در حال حاضر سوریه و ضرورت همکاری با «قدرت اصلی» در ایران بمنظور موفقیت در دمشق است. لذا اگر بیرون از پروتکل به ملاقات رهبر ایران می روم چنین امری بدین معناست که به درستی «قدرت اصلی» در ایران را تشخیص داده که در منطقه و به اعتبار ابتکار عمل سپاهیان تحت امرش در بحران سوریه حرف اصلی را در ایران ایشان می زند.
ثالثاً پوتین با اهدای یکی از ارزشمندترین و قدیمی ترین نسخ قرآنی به رهبر ایران بنوعی این پیغام را به واشنگتن و ریاض داد که از اسلام موجود در منطقه «اسلام ایرانی» را برسمیت شناخته و ایران و رهبر ایران را شایسته اعطای چنین هدیه ای می دانم.
تنها در این میان دلجوئی پوتین از روحانی و احیاناً هاشمی رفسنجانی بلاتکلیف می ماند که اولی بصورت طبیعی می تواند مبتلا به ترشروئی بابت بی وقعی پوتین در لحاظ همراهی ایشان در ملاقات با رهبری شده باشد و ایضاً هاشمی رفسنجانی که در مقام معمار مناسبات تهران ـ مسکو طی سفر سال 68 وی به شوروی اکنون نیز قطعاً به سنت مالوفش به درخواست پوتین جهت ملاقات با خود، نمی توانست کم اشتیاق باشد.
علی ایحال ظاهراً «پوتین» برخلاف نام زمخت اش اکنون مبدل به «کفش بلورین سیندرلائی» شده که یابنده آن می تواند فرصت شناسانه از فرصت کامروائی از قبال همسوئی با آن «صاحب منصب» بهره ببرد.

۱۳۹۴ آبان ۳۰, شنبه

نازنینی تو ولی در حد خویش!


اینکه افراد ذاتا دوست دارند در کانون توجه مثبت دیگران باشند امری است قابل فهم اما مشروط بر آنکه چنان توجه طلبی آغشته به تزویر نگردد!
در این باب مصداقاً می توان به خبر سایت مسبوق به سابقه «انتخاب» در مورخه هشتم آبان 94 و در ساعت 16:53 رجوع داشت که با عنوان «پاسخ موسویان به وزیر دفاع فرانسه در منامه» از «پاسخ کوبنده» حسین موسویان عضو پیشین تیم مذاکره کننده هسته ای ایران به ادعاهای وزیر دفاع فرانسه در خلال اجلاس Manama Dialogue در شهر منامه پایتخت بحرین خبر می داد.
رجوع به متن این خبر ناظر بر مجادله ای جانانه بین موسویان و وزیر دفاع فرانسه است که مطابق خبر انتخاب موسویان با «قوت استدلال» وزیر مربوطه را مقهور و مغلوب درایت خود کرده است!
متن کامل را اینجا ببینید.
تنها مشکل خبر مزبور آنست که ظاهرا مدیریت سایت انتخاب در انتشار این خبر فراموش کرده بود که در همین تاریخ (8 آبان 94) و در ساعت 11:48 خبر از خودداری دولت بحرین از صدور ویزا برای موسویان بمنظور شرکت در کنفرانس «امنیت خلیج فارس» در منامه داده بود!
(اینجا)
حال معلوم نیست موسویان چگونه بدون ویزا موفق به حضور در کنفرانس مزبور شده!
البته خبر نخست انتخاب دروغ نیست! اما راز ماجرا آنجاست که خبر نخست مربوط به آذر ماه 93 و اجلاس Manama Dialogue است نه آبان 94 و اجلاس «امنیت خلیج فارس» (اینجا) لیکن ظاهرا این سایت بمنظور اثبات درایت موسویان خبر مزبور را آنگونه و ناشیانه مهندسی و منتشر کرده تا ولو بی اخلاقانه یکی از ژنرال های آقای هاشمی را آگراندیسمان و تجدید خاطره کند.
هر چند به جناب موسویان باید گفت: «نازنینی تو ولی در حد خویش» ! اما گاف مسئولین «انتخاب» را نیز باید به حساب همان نابلدی با لوازم کار رسانه گذاشت که پیش تر در پست «آداب سالوسی» بدان اشاره کردم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقاله آداب سالوسی


۱۳۹۴ آبان ۲۸, پنجشنبه

دیپلماسی اخفش!


شاخص ترین مولفه دولتمردی در ایران توانائی زبانزد ایشان در از دست دادن فرصت ها است.
شهریور ماه سال 90 با اوج گرفتن جریان موسوم به «بیداری اسلامی» ذیل مقاله «رهبری بدون ژنرال» نوشتم:
زمانی «حسنین هیکل» روزنامه نگار سرشناس مصری در توصیفی هوشمندانه از شخصیت رهبر فقید انقلاب اسلامی بر این نکته تاکید داشت که: «خمینی در رفتار سیاسی خود برخوردار از توپخانه ای قدرتمند است که هدف هایش را با تیز بینی رصد کرده و با دقت و قوت به آنها شلیک می کند اما مشکل آنجاست که بعد از آن «شلیک موفق» امیرانی قابل و شایسته ندارد تا مواضع مورد هدف قرار گرفته را لجستیک و تامین و مراقبت کنند» همین ويژگی را می توان مشکل آیت الله خامنه ای دانست که در فردای اعلام مواضع راهبردی اش در قبال تحولات خاورمیانه، ژنرالی در عرصه سیاست نداشت تا سرحدات مورد نظر ایشان را تعقیب و میدان داری کند.
اکنون و چهار سال بعد از آن تاریخ و با بالا گرفتن دامنه تحولات و ناآرامی ها در منطقه از جوار توحش «داعش تحت لیسانس و حمایت ریاض» بار دیگر عُسر و محرومیت رهبری ایران در برخورداری از ژنرال یا ژنرال های رشید و خوش رکاب در عرصه سیاست و سیاست ورزی بوضوح قابل رویت و اثبات شد.
طلائی ترین فرصت بمنظور بهره برداری از ترش روئی افکار عمومی در نظام بین الملل از قبال تروریسم تحت الحمایه ریاض (داعش) در اختیار دولتمردان جمهوری اسلامی قرار گرفته و آیت الله خامنه ای نیز بعد از «تراژدی منا» از محکم ترین موضع متوقع، حکام ریاض را مورد غیظ و تحکم خود قرار داد و پروای از واکنش سخت و خشن ایران را به دولتمردان ریاض گوشزد کرد و بستر لازم برای ورود و مدیریت بحران توسط ژنرال ها و سکانداران مدعی همه چیز دانی و تعامل جوئی در نظام بین الملل را مهیا کرد اما به سنت مالوف و محافظه کارانه حاکم بر دیپلماسی منفعل سازمان عریض و طویل دیپلماسی ایران بار دیگر شاهد فرصت سوزی دولتمردان و دولتمردی مخنث ایران شدیم و برخلاف توقع وزارت خارجه ایران همچون «بُزی اخفش» کمترین تحرکی را بمنظور در زاویه قرار دادن تروریسم اشاعه ای ریاض از طریق کمپین علیه «عربستان مُغـَذی داعش» از خود نشان نداد!

یک نفر به دولتمردان «خویش کاردان بین» کابینه تدبیر و امید گوشزد فرماید:
آقایان ـ درست است که یکی از وجوه دیپلماسی «تبدیل معاند به مخالف و ایضاً مخالف به منتقد و بعضاً منتقد به موافق است»! اما این همه دیپلماسی نیست و در سیاست به اقتضا می توان و باید متوسل به رویکردهائی دیگر نیز شد ولو آنکه شمایان آن رویکردها را برنتابید یا از فهم و بالتبع اعمالش عاجز باشید.
آقایان ـ سیاست ورزی و حضور موثر دیپلماتیک در عرصه های جهانی مُنجّـزاً به خندیدن و بشاشیت و کت و شلوار آراسته و دگمه سرآستین بستن و پیراهن یقه وینچستر و تعامل با کدخدا، انحصار ندارد. می توان در کنار اینها به بخش دیگر سیاست ورزی نیز التفات داشت که ناظر بر «رده بندی دشمنان و نابودی «دشمن ضعیف تر» در مقابل «دشمن اقوی» از طریق حمله به ضعیف ترین حلقه در بهترین لحظه» است.
هر چند که لازمه مردان چنین میدانی شدن، برخورداری از دُزی شجاعت توام با درایت است!
(نگاه کنید به مقاله شعور سیاستمداری)
.

حاج حسن آقا! نیآئید.



از فردای «علامه» خطاب کردن نوه امام خمینی توسط آیت الله هاشمی رفسنجانی و پیشنهاد ریاست مجمع تشخیص مصلحت به «حاج حسن» دال بر نامزد شدن ایشان در انتخابات پیش روی مجلس خبرگان استقبال یا عدم استقبال حجت الاسلام حسن خمینی از این پیشنهاد بصورت تبعی وارد گمانه زنی های سیاسی شد.
گمانه ای که تاکنون مواجه با پاسخ صریح حاج حسن نشده و ایشان در آخرین واکنش با «بیانی ایهامی» اظهار داشته اند:
قطعاً آنچه مسئولیت ما باشد، به آن عمل می کنیم!
برخلاف مشتاقان به حضور «حاج حسن» در انتخابات خبرگان واقع بینی توام با لحاظ مصلحت های سیاسی حکم می کند ایشان از صرافت حضور محتمل در انتخابات مزبور بیفتند.
بیرون از برخی خام دستی ها در ماجرای 88 در مجموع به اعتبار کُنیه و مایه های فقهی و سواد حوزوی رو به کمال «حاج حسن» چنانچه آن مستطاب به جاذبه های دنیای سیاست بی وقعی کرده و موقتاً حیثیت سیاسی و اجتماعی خود را صرف فربهی بیشتر در حوزه کنند؛ قطعاً در ناصیه ایشان بوضوح آینده ای حائز وزانت در اعیان نشین سیاست ایران را می توان چشم انتظاری کرد.
حضور فعلی ایشان در انتخابات خبرگان با توجه به چینش مقدماتی که آیت الله هاشمی رفسنجانی بصورتی «دون کورلئونیک» پیش پای حاج حسن قرار داد از اساس این حضور و موفقیت محتمل ایشان در خبرگان مزبور را در نطفه، آلوده به ناراستی کرد.
بر «خَلف خمینی» فرض بود تا چون «سَلف خود» وقتی از جانب «پیشوا» متصف به صفت «علامه» گردیدند به تأسی از «پدربزرگ خود» در واکنش به مداهنه «مرحوم حجازی» می گفتند:
همه خوف من آن است تا چنین وصفی را باور کنم!
بر «خلف خمینی» فرض بود تا چون «سلف خود» در پاسخ به فراخوان «پیشوا» جهت حضورش در خبرگان، تأسی به «پدربزرگ خود» می کرد که در واکنش به درخواست نماینده اعزامی آمریکا به «نوفل لوشاتو» و توصیه به امام دال بر «عقب انداختن بازگشت خود به ایران» هوشمندانه و برخلاف آن توصیه امر به عزیمت در اسرع وقت به ایران کرد. بر این روال پسندیده آن بود «حاج حسن» نیز هوشمندانه فحوای نچندان پنهان فراخوان «پیشوا» از خود را درک و صراحتاً امتناع از حضورش در خبرگان آتی را اعلام می کرد!
حداقل حذق سیاسی از نوه حاذق ترین شخصیت سیاسی ـ حوزوی تاریخ معاصر ایران آن بود و هست تا متوجه ماهیت چنان فراخوانی باشند.
بر «حاج حسن» فرض است تا فراخوان «پیشوا» را در چارچوب چینش زمین بازی و بازی با «حاج حسن» و اعتبار «حاج حسن» بمنظور یارگیری سیاسی و صحنه آرائی در پازل قدرت و کامجوئی آینده «پیشوا» فهم و ادراک کنند!
بر «حاج حسن» فرض است تا متفطن به این بداهت باشند که «پیشوا» در صورت داشتن حُسن نیت و بمنظور اجتناب از ایجاد شائبه، در خفا از ایشان دعوت به حضور در انتخابات خبرگان می کرد.
بر «حاج حسن» فرض است تا بدین صراحت التفات داشته باشند که «فراخوان علنی» از ایشان در خبرگان توسط «پیشوا» یعنی تعمد در زدن مُهر خود بر پیشانی «حاج حسن» تا در فردای موفقیت محتمل ایشان در ورود به خبرگان «پیشوا» آن حضور را بنام خود سند زده و ناصوابانه «حاج حسن» را «آدم خود» معرفی و القاء کند!
بر حاج حسن فرض است تا در مواجهه با چنین «دام چاله ای» تأسی به «لسان الغیب» کرده و مخاطب را آنگونه انذار می داد که:

برو این دام بر مرغی دگر نه ــ که عنقا را بلند است آشیانه


۱۳۹۴ آبان ۲۶, سه‌شنبه

آداب سالوسی!



مطابق اخبار منتشره «مصطفی فقیهی» مسئول سایت «انتخاب» طی حکمی از سوی آیت الله هاشمی رفسنجانی به سمت مشاور فرهنگی و رسانه ای «آیت الله» منصوب شد.

آبان ماه سال گذشته بود که طی مجادله ای که ایشان با بنده بر سر مقتدایشان (آیت الله هاشمی رفسنجانی) به راه انداختند این بشارت را به ایشان دادم که صرف نظر از انتقادات به معظم له نکته مهم آنست که سفره نعمت در آن اردو است و امروز با خبر انتصاب آن جوان به سمت مزبور بار دیگر ثابت شد خاکساری جواب می دهد و خوشبختانه جوان مزبور نیز «عاقبت بخیر» شد!
نگاه کنید به این دو مقاله (1) و (2)

اما جای یک تذکر به «حضرت استوانه انقلاب» باقی است و آن اینکه بر مُعمر صاحب تجربه ای مانند «هاشمی» فرض است تا پس از سالها استخوان خرد کردن در دنیای سیاست لااقل در توزیع اشرفی و اعطای صله و تخصیص مسند به چاکران و جان نثاران دوزی از شانیت را نیز برای آن خوش اقبالان در کسب نظر لطف و تقفد معظم له، لحاظ فرمایند.
مرداد 94 ذیل دو مرقومه (نادان دوست و خاکسارنامه) تبعات چنین دوستان نادانی را خدمت «آیت الله» گوشزد کردم. اما ظاهرا حضرت آیت الله در سنت بنده نوازی و اعطای صله اخیر خود به این «عزیز السلطان» توجهی به شایستگی ها و بایستگی های مشارالیه نداشته که همین امر می تواند در آینده برای آیت الله هزینه افزا باشد.

مشارالیه در حالی مفتخر به خلعت مشاورت رسانه ای معظم له شده اند که همین چند ماه پیش در دفاع از «آیت الله» از ناحیه ناآشنائی اش با لوازم و لواحق دنیای رسانه با بولد کردن آن بخش از اظهارات «آیت الله» بر روی جلد هفته نامه «طلوع صبح» مبنی بر «دیروز در کوچه روستایشان می گشتند؛ امروز انقلابی شده اند» ناخواسته اسباب تخفیف آیت الله و دادن گزک به مخالفان ایشان شدند!
طبعاً اگر فرضاً هفته نامه 9 دی که مخالفت با «آیت الله» را طلایه داری می کند آن جمله آیت الله را تیتر می زد چنین امری حرفه ای گری و تبحر و تقید و آشنائی با الزامات جهان رسانه و روزنامه نگاری معنا می شد. اما وقتی آن «عزیز السلطان ثانی» از موضع جان نثاری و آستان بوسی جمله مزبور را در «طلوع صبح» که اشتهار به «هاشمی نامه» دارد؛ تیتر می کند. بدون آنکه متوجه باشد این تیتر برای «آیت الله» بازخورد منفی نزد مخاطب دارد. چنین امری یعنی اشتباهی بُـر خوردن مشارالیه در خانواده مطبوعات! یعنی ناآشنائی و نابلدی و بی اطلاعی از مختصات ژورنالیسم!
سالوسی و آستان بوسی نیز برای خود آدابی دارد. لاقیدی بدان آداب بمثابه «دوستی خاله خرسه» خواسته یا ناخواسته اسباب خُسران خسروان خواهد شد!