بدنبال بروز ناآرامی در کشور تونس و فرار رئیس جمهور این کشور به عربستان مجادله ای بین اینجانب و سرکار خانم زهرا اشراقی در صفحه فیس بوک ایشان با مشارکت دوستان ایشان بر سر موضوع فوق پیش آمد که کلیت آن مجادله می توانست به عنوان جدال احسن مورد توجه و داوری علاقه مندان قرار گیرد اما متاسفانه سرکار خانم اشراقی تاب نیآوردند و این بحث را از طریق مسدود کردن دسترسی اینجانب به صفحه فیس بوک شان ناتمام گذاشتند و کلیه کامنت های اینجانب را نیز از صفحه مزبور پاک کردند.اکنون و در اینجا تمامیت آن مجادله را جهت اطلاع و داوری علاقه مندان تکرار و باز نشر کرده تا خود و خانم اشراقی ضمن احترام به رعایت اصل گفتمان و تلاش بمنظور روشن نگاه داشتن چراغ بحث و بالا رفتن ظرفیت انتقادپذیری از نقطه نظرات دیگران نیز در این خصوص بهره مند شویم.
داستان از آنجا آغاز شد که سرکار خانم اشراقی بعد از تحولات در تونس تنها به درج یک جمله در بالای صفحه فیس بوک شان بسنده کردند اما همان یک جمله منشا بحثی جدلی الطرفین شد.
آن جمله عبارت از این بود:
زهرا اشراقی:
«رئیس جمهور تونس فرار کرد ... همین»
متعاقب درج همین یک جمله بود که دوستان ایشان به ملاحت و ظرافت اقدام به درج کامنت هائی در ذیل همان یک جمله خانم اشراقی کردند که در این میان ایشان نیز بتناوب بین کامنت دوستان تک مضراب نیز می زدند.
بدلیل نداشتن مجوز، نام کامنت گذاران را منحصر به نام کوچک شان کرده ام و همچنانکه بدلیل فیلتر شدن اکانتم در فیس بوک ایشان بخش عمده ای از کامنت ها را برای باز نشر از دست داده ام اما همین مقدار موجود تکافوی ادله می کند.
برخی از پیغام ها:
احمد: دیوار بشنو! همین!
فرین: دستِ راستش زیرِ سره ...؟
حسین: ایشالله خبر فرار رئیس جمهور خودمون.
سوده: ارتش عرضه داشت.
مانی: انشااله قسمت ما هم بشه.
زهرا اشراقی: حالا چرا حسرت می خورید؟
مهدی: آخه حسرت تنها چیزیه که هنوز روش یارانه می دن.
ارکان: زمان فرار رئیس جمهور کودتائی ایران کی هست؟
آرش: چرا مال ما در نمی ره؟
سروش: اینکه رییس جمهور فرار کرده عالیه. یعنی اعتراضات مردمی جواب داده. اما این بازی یه قسمت دوم هم داره ورود ارتش، جنگ داخلی، هرج و مرج، تورم.
مانی: حالا یعنی چی؟ پس خوش به حال ما که فرار نمی کنه مثلا امن و امانه؟
کویر سبز: خدا كنه به تجزيه نيفتن.
احسان: نگران نباش به تجزیه نمیفتن به دموکراسی میفتن.
مهدی: خدا پشت و پناهش.
علی: پس تونس تونست.
رضا: ما منتظر دومیش هستیم.
وحید: مطمئنا اگر اونا هم بسیج و ساندیس داشتن، رئیس جمهور فرار نمی کرد.
زویا: در روز 25 خرداد سال 88 اگر ما در خیابانها می ماندیم ، حتما کار به جائی می رسید. دفعه بعد که میلیونی بیرون آمدیم به خانه ها بر نمی گردیم تا نتیجه بگیریم.
زهرا اشراقی: به خدا من تونس رو گفتم شما چکار به ..... استغقرالله.
عمو ابرام: آخه یک جایی داشت بره! مال ما اگه بخواد در بره جایی راش نمی دن!
وحید: می گم چطوره حالا که کودتائی ها از لبنان باتوم به دست می آرن، ما هم بریم از تونس فتنه گر بیاریم. خدا رو چه دیدید شاید فرجی شد.
فرزاد: تونسي ها تونستن ، ما نتونستيم.
حبیب: الهی به سر ما بیاد.
زهرا اشراقی: آقای وحید خیلی خوب اومد.
کامنت های بالا بخش مختصری از پیغام های درج شده در فیس بوک خانم اشراقی هستند که همانطور که پیشتر ذکر شد متاسفانه بدلیل فیلتر شدن دسترسی به تمامی آنها میسر نشد.
القصه در میانه این دوستان بنده نیز جسارت کرده و کامنت زیر را خطاب به سرکار خانم اشراقی نوشتم:
سرکار خانم اشراقی
طعنه بکار گرفته شده در صدر فیس بوک تان نشان از حلاوت داشت! اما مشخص نفرموده اید این طعنه ناظر بر رهبری نظام بود یا رئیس جمهور؟ هر چند در مجموع تفاوتی نخواهد داشت اما ظاهراً به این نکته کمتر توجه فرموده اید که چنانچه در کشور به وضعیتی برسیم که در آن رهبری یا احمدی نژاد مجبور به خروج از کشور شوند این می تواند بمعنای به آخر خط رسیدن جمهوری اسلامی معنا شود و در چنان موقعیتی متاسفانه شاهد وضعیتی خواهیم بود که همان کسانی که سال گذشته شعار «جمهوری ایرانی» را سر می دادند تربت مرقد مطهر پدر بزرگ شما را به توبره خواهند کشید. همچنانکه قطعاً با منسوبین به ایشان نیز حتی جنابعالی رفتار خوشآیندی نخواهند داشت مگر آنکه منسوبین امام همان شامورتی بازی هائی را بکنند که پیشتر سید حسین فرزند مرحوم مصطفی در سفر به آمریکا انجام داد. هر چند توقع چنین شامورتی بازی هائی در شمایان بعید است!
بدنبال این کامنت سرکار خانم اشراقی خطاب به اینجانب مرقوم فرمودند:
آقای سجادی ـ این یک خبر بود. همین. برداشت آزاد. در ضمن در صفحه ام خطوط قرمز هم دارم که متاسفانه شما از این خط خارج شدید. حالا دیگران که می نوشتند من سریعاً پاک می کردم و با پوزش یک نکته را هم بگویم من بچه هائی که داخل ایران هستند و پیغام می گذارند را ترجیح می دهم به خارج نشینان چون گاهی اینها تا مرز خطر پیش می روند ولی شما هر چه دوست دارید بفرمائید چون مطمئنید یک صبح با نشاط در انتظارتان است.
در ادامه
داریوش سجادی:
سرکار خانم اشراقی ـ از توضیح تان ممنونم. اما همانطور که قبلاً هم خدمت تان معروض داشتم حرمت امامزاده با متولی آن است. اگر اساعه ادبی شد ببخشید اما باید توجه داشته باشید در سیاست مرز شوخی و جدی خیلی نزدیک است و اتفاقاً این مرز خیلی هم تیز و بُرنده است. نمی شود هر حرفی را زد اما تبعات آن را به عهده نگرفت.
لازم به ذکر است تاکید بر«لزوم حرمت امامزاده از طرف متولی» بازگشت به بحثی دارد که دو هفته پیشتر بین اینجانب و سرکار خانم اشراقی واقع شده بود. انگیزه آن بحث گلایه و درخواستی بود که سرکار خانم اشراقی در صفحه فیس بوک شان از برخی «کامنت گذاران خطوط قرمز شکن» مطالبه کرده بودند مبنی بر آنکه لطفاً طوری در اینجا پیغام نگذارید که مجبور شوم این پنجره را ببندم. بدنبال این درخواست بود که بنده جسارت کرده و خطاب به ایشان معروض داشتم:
سرکار خانم اشراقی ـ حرمت امامزاده با متولی آن است. جنابعالی به هر حال در عین ارزشمندی شخصیت حقیقی تان بخش عمده ای از اعتبار اجتماعی خود را مدیون انتساب به خانواده امام هستید بر همین مبنا مانند بنده و امثال بنده متاسفانه تا آن اندازه از آزادی عمل برخوردار نیستید تا هر حرفی را آن هم در محلی که محرم و نامحرم در کنار هم نشسته اند بتوانید مطرح کنید. شناخت اینجانب و امثال اینجانب از مرحوم امام کمتر از جنابعالی نیست و بر همین اساس بخوبی بیاد داریم که ایشان نیز بارها لزوم برخی از مصلحت اندیشی ها جهت عدم سوء استفاده نامحرمان را تاکید می کردند. بر همین اساس جنابعالی نیز مکلف به لحاظ برخی نگفتن و ننوشتن ها می باشید در غیر این صورت طبیعی خواهد بود که تبعات چنان «گفتن های بدون ملاحظه ای» دامن گیرتان خواهد شد.
همانطور که بعد از اظهار اینکه ایشان فرمودند دکتر ابراهیم یزدی پدر معنوی من هستند شاهد آن شدیم که چگونه روزنامه کیهان با این جمله پیراهن عثمان درست کرد.
ادامه کامنت ها
ه الف: بطور كلى با داريوش سجادى موافقم،سخنش درست بود.
توضيح در مورد سيد حسين: فرار به آمريكا و ديدار با مايكل لدين و سلطنت طلبها، مبارزه مستمر با امام خمينى بخش كوچكى از اقداماتش بود.اما اينكه سبزها اهل به توبره كشيدن خاك خمينى هستند جمله درستى نيست چون با شناخت بسيار دقيق و چهره به چهره اى كه با اقشار مختلف مردم دارم اتفاقا بخش بسيار گسترده اى از راى دهندگان به احمدى نژاد از ساواكي هاى سابق، ضد آخوندهاى دو آتشه، لمپن هاى پرولتاريا، ضد انقلابهاى سابقه دار و البته هفت ميليون آرا ثابت حكومت(راى دهندگان به ناطق و توكلى)تشكيل مي دادند(با فرض حدود ١٨ ميليون راى براى احمدى نژاد)
مجنون:
آقای سجادی عزیز ـ جنبش سبز برای آفریدن ایرانی سبز اکنون محکم نهاد شده است چون شجره طیبه ای که پایی در زمین و سری در آسمان دارد و به اذن خدا در ثمر بخشی است (اصل ها ثابت و فرع ها فی السماء – سوره ابراهیم)
این جنبش، شهید سبز خود، شعر و شاعر سبز خود ادب و هنر و گوینده و گفتمان سبز خود را پیدا کرده است. این جنبش محصول بیست سال جهاد فرهنگی و دردمندانه روشنگران و پیکارگران عرصه سیاست و فرهنگ است.
زهرا اشراقی:
آقای سجادی واقعا نمی دانم مشکل شما با من چیست؟ استاتوس از این ساده تر وجود ندارد. من هبچ وقت از امام خرج نکردم و نمی کنم و شما مرتب این جمله را به کار می برید. خدا را شکر که خداوند نیروئی داده که از ادبیاتی استفاده کنم که دوستان خیلی راحت منو می پذیرن و می بینن که من نیز از جنس آنان هستم وهر گاه خانواده امام را دوست نداشتن در برابرشان کرنش می کنیم و از نیویورک فریاد وا اسلاما سر نمی دهیم.
ه الف:
خانم اشراقی ـ شاید منظور آقای سجادی اینه که راه و خط امام و ولایت فقیه همینه.
زهرا اشراقی:
آخر همیشه می گه برات تبعات داره. گاهی فکر می کنم نکنه آقای سجادی اطلاعات اینجا رو داره که می گه تبعات داره. یک خبر به این سادگی تبعات داره؟ چه طعنی در آن بود؟ کجا من منظورم رهبر بود؟ چه ربطی به مزار پدربزرگم داره نمی فهمم.
ه الف:
من تهديدى تو كار آقای سجادی نديدم خانم اشراقى عزيز. شما هم اینجا كارتون بدون نقصه. ايشون نظرشون رو گفت مثل من كه بعنوان يك علاقه مند به ايران ديدگاهم را بيان مي كنم، منتها من و شما با رعايت كامل قوانين داخلى و طبعا ايشون راحت تر نظرشون رو بيان مي كنن. شما براى همه ى كامنت گذارها محترمين خانم اشراقى.
گرین لاو:
به اميد روزي كه اين كودتاچيان و رهبر الدنگشون شرشون رو از كشور عزيزمون كم كنند.
امیرعلی:
آقای سجادی این جمله را هم من بگویم که مردم ایران و نسل امروز همان مردمی هستند که در سال گذشته با آنکه از گاردی ها کتک خوردند و مضروب شدند ولی اگر جایی آنها را گرفتار دیدند از آنها محافظت کردند تا مورد حمله سایر معترضین خشمگین قرار نگیرند. مردم ایران اگر روزی هم از اندیشه های آیت الله خمینی عبور کنند هرگز کاری را که جناب خلخالی با مقبره رضاه شاه انجام داد با آرامگاه آقای خمینی انجام نخواهند داد و اگر بر فرض هم آقای خمینی اشتباهاتی داشتند (همانند همه انسان ها) خانواده محترم ایشان مسئول این اشتباهات نیستند که بخواهند مورد بی مهری مردم ایران قرار گیرند . تنها معدود انسان های متعصب و شتسشوی مغزی شده داخل و اپوزیسیون خارج نشین مقیم کافه های فرنگ هستند که در تب و تاب انتقام گیری و برافراشتن چوبه های دار و اعدام برای مخالفین شان شب را به صبح می رسانند. مردم ایران نه در فکر انتقام گیری از کسی هستند و نه می خواهند که اشتباهات پدران خود را تکرار کنند اگر هم روزی اکثریت مردم به این نتیجه برسند که بیش از این با اندیشه های آقای خمینی نمی توان کشور را اداره کرد و سیستم دیگری را در کشور پیاد کردند مطمئنا هرگز اقدام به حذف هواداران اندیشه های آقای خمینی و سایر نحله های فکری نخواهند کرد. آینده ایران نیازمند همه تفکرات با هم زیستی مسالمت آمیز است و آن که در اکثریت قرار دارد تفکرات خود را پیاده خواهد کرد ضمن حفظ حقوق اقلیت و مخالفان. این ایده ای است که نسل جوان ایران در سر دارند و سکوت میلیونی 25 خرداد نشانگر مدنیتی است که نسل جدید به آن دست پیدا کرده است و آن جمعیت سه میلیونی اگر همانند برداشت اشتباه شما از مردم در پی به توبره کشیدن خاک جایی را داشت می توانست در آن روز تمام شهر را تصرف کند ولی در کمال آرامش به خیابان آمد وخواسته های خود را با سکوت ابراز داشت و با آرامش به خانه برگشت . متاسفانه دوری شما از ایران سبب نا آگاهی شما از تفکرات امروز جامعه ایران گشته است.
داریوش سجادی:
سرکار خانم اشراقی ـ بقول پدربزرگ بزرگوارتان بترسید از آنکه قبل از تهذیب نفس مردم به شما اقبال کنند. جسارت بنده را انشاالله می بخشید اما صراحت و عدم تکلف را از پدربزرگ تان آموخته ایم. چنانچه ملاحظه می فرمائید بجز اینجانب تقریباً عموم کامنت گذاران خدمتتان اقدام به مدیحه سرائی فرموده اند . اگر قانون صفحه فیس بوک شما چنین است از ابتدا می فرمودید تا مزاحم نمی شدم.
گذشته از آنکه نه اینجانب کودکی پنج ساله ام و نه جسارتاً جنابعالی که متوجه شیطنت و بازیگوشی در خبر مربوط به تحولات در تونس توسط شما و دوستان تان نباشم و نباشیم! در ضمن این چه حرفی است که در خارج از کشور نمی توان ندای وای اسلام سر داد؟
شما متوجه هستید مرحوم امام سال ها در خارج از کشور فریاد وا اسلام سر می دادند. توجه دارید همان دکتر ابراهیم یزدی که پیشتر ایشان را در مقام پدر معنوی تان معرفی کردید سالها در ایالات متحده ندای وا اسلام سر می دادند. تصور کرده اید اینجانب و امثال اینجانب از دل نایت کلاب ها و دیسکوتک های آمریکا آروغ از سر سیری سر می زنیم؟!
سرکار خانم اشراقی همان اندازه که جنابعالی جناب آقای دکتر ابراهیم یزدی را پدر معنوی خود می دانید بنده و امثال بنده خود را فرزند معنوی پدربزرگ محترم تان می دانیم و به تاسی از ایشان که فرمودند:
ما در مکه باشیم یا نباشیم دل و روح مان در مکه و با ابراهیم خلیل الله است. دروازه های مدینه الرسول را بر روی ما ببندند یا بگشایند رشته تعلق مان با رسول الله قطع نخواهد شد. اینجانب نیز بر همان سیاق خدمت تان معروض می دارم:
بنده و امثال بنده نیز در ایران باشیم یا نباشیم دل و روح مان با امام و میرات ایشان است که برجسته ترین آن جمهوری اسلامی است. میراثی که اگر دچار کژی نیز شود همه همت خود را با حفظ منافع ملی صرف اصلاح آن خواهیم کرد. ان قلت اینجانب ناظر بر آن بخش از سبزهائی بود که ساختارشکنانه سال گذشته شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» را سر می دادند. همان کسانی که کمترین دلبستگی به خمینی و میراث خمینی نداشته و ندارند. باور ندارید در همین فیس بوک میزان ارادت ایشان به پدربزرگ تان را به آزمون بگذارید.
سرکار خانم اشراقی
قبلاً هم خدمت تان معروض داشته بودم که علی رغم ارزشمندی شخصیت حقیقی تان اما به هر حال جنابعالی بخش اصلی اعتبار و اشتهار خود را مدیون انتساب تان به مرحوم امامید. تصور می فرمائید دوستان تان در همین فیس بوک تحت تاثیر کدام اندیشه مشعشع و مطالعات گسترده و عرضه شده شما در کتب منتشره و یا سالها مبارزات ایثارگرانه جنابعالی در عرصه علم و اندیشه یا مساعی جمیله تان در امور انساندوستانه یا خدمات برجسته و مبرزتان در حوزه دانش و پژوهش و فعالیت ها و مبارزات نفس گیر انقلابی یا اصلاح گرانه تان به شما اقبال نشان داده و می دهند. قطعاً منکر برخورداری شما از فضیلت های شخصی نیستم اما به هر حال جنابعالی همچون دیگر منسوبان بنیان گذار جمهوری اسلامی بخش عمده ای از اعتبار و اقبال مردمی به خود را در زیر سایه مرحوم امام کسب فرموده اید و همین مسئله ضرورت حفظ حرمت ایشان را نزد شما مضاعف می کند.
زیاده عرضی نیست.