نمایش پستها با برچسب بی بی سی،سالگرد. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب بی بی سی،سالگرد. نمایش همه پستها
۱۳۸۸ دی ۲۲, سهشنبه
سالگرد بی بی سی
فردا بیست و چهارم دی ماه نخستین سالگرد آغاز به کار تلویزیون فارسی زبان بی بی سی در لندن است. تلویزیونی که طی این یک سال کوشید به لحاظ ساختار و محتوا در اندازه های حرفه ای ظاهر شود و انصافاً تا حد زیادی در تحقق این هدف موفق عمل کرد اما برای من بی بی سی از لحاظ شکل و محتوا حائز اهمیتی دیگر است و آن اینکه این تلویزیون را می توان برجسته ترین نماد و سند جامعه شبه مدرن و روشنفکری غربگرای ایران تلقی کرد
این بمعنای کم لطفی به پرسنل این رسانه که تعدادی از ایشان از دوستان من هم هستند نیست حال بگذریم از اینکه تعدادی از ایشان نیز از دشمنان من هستند!!! به هر حال بنده نیز طی این یک سال با این رسانه به تناوب همکاری در حد انجام مصاحبه داشته ام و شرط ادب حکم می کند به ایشان خسته نباشید بگویم خصوصاً مدیریت بالنسبه موفق صادق صبا در تمشیت امور این رسانه قابل تقدیر است
به هر حال پرسنل این رسانه همه بضاعت خود را جهت توفیق این رسانه به میدان آورده اند و همه بضاعت ایشان همینی است که طی یک سال گذشته عرضه شده و بضاعت کمی هم نیست هر چند در بسیاری از موارد قابل مناقشه است.
البته معتقد بوده و هستم وجود و ظهور برخی از مجریان این رسانه در مقابل دوربین حکم آفت را دارد و بیشترین لطمه را به اعتبار حرفه ای این رسانه می زند همچنانکه وجود تعدادی از برجستگان در مقابل دوربین بی بی سی حکم سرمایه ای برای جامعه رسانه های تصویری را دارد.
دوستانی که با نوشته های من آشنایند می دانند طی سال گذشته با درج 3 مقاله زیر تحقیقاً پرونده تلویزیون صدای آمریکا را نزد خود به عنوان یک رسانه بستم و اساساً آن را نه یک رسانه بلکه تریبونی جهت برون ریخت کینه های مشتی مغرض و کم بنیه از حیث سواد و دانش سیاسی و رسانه ای می دانم .
http://www.sokhan.info/Farsi/Voa2.htm
http://www.sokhan.info/Farsi/Voa.htm
http://www.sokhan.info/Farsi/Nahs.htm
اما بی بی سی نشان داد می توان کماکان امید به رسانه بودن و ماندن آن داشت هر چند مهر دولت بریتانیا بر پبشانی بی بی سی همواره داغ ننگی را بر پیشانی پرسنل ایرانی آن می گذارد و طبعاً ایشان همواره بلاگردان مهر و پول دولت انگلستان بر پیشانی و جیب خود هستند و ملزم به یافتن این سوال که اساساً تحت چه مصلحت و ضرورتی دولت انگلستان تا این اندازه تقبل هزینه و ضرر مادی برای راه اندازی یک رسانه تصویری برای فارسی زبانان کرده؟
من قبلاً گفته ام و اکنون نیز تاکید می کنم دولت بریتانیا به فراست از بی بی سی بنحو احسن و نامحسوس جهت تامین منافع و بلکه مطامع خود بهره برده و می برد و گله ای هم نباید و نمی توان از آن داشت به هر حال رسانه خودش است و محق است هر طور که می تواند از ابزارهای رسانه ای خود بهره ببرد. اما این امر نافی آن نیست که ایرانیان شاغل در بی بی سی از این داغ ننگ رنج نبرند که در رسانه ای اشتغال دارند که ماهیتاً با کشورشان تضاد منافع دارد و صراحتا و بی پروا از طریق بی بی سی بر علیه چهره های ملی و تحولات استقلال طلبانه ملت ایران فعالیت می کند.
اما در مورد اینکه گفتم برای من بی بی سی نماد برجسته ای از جامعه روشنفکری ایران است به این دلیل بود که بی بی سی بوضوح شاخصه های روشنفکری ایران را ناخواسته به تصویر کشیده که مهم ترین آن فقد نوآوری و تقلید سنتی جامعه روشنفکر ایرانی از غرب بدون کمترین ابتکارعمل است.
قرار دادن برنامه ای به نام 60 دقیقه با نامی مشابه در یک شبکه خبری آمریکا والگوبرداری کاملاً یکسان از آن بدون کمترین ابتکار عمل و نوآوری و یا اصرار بدون معنا از الگوبرداری از نوع گفتمان در رسانه های غربی از طریق با نام کوچک صدا کردن همکاران در بی بی سی، و اصرار بدون معنا بر پوشش غربی بدون آنکه آن پوشش کمترین زمینه فرهنگی با البسه بومی ایران داشته باشد (کت و شلوار و «کراوات این یار همیشه در صحنه روشنفکری ایران» عدم تقید مجریان زن به لحاظ پوشش اسلامی در حالی که تقریباً تمام مجریان زن این رسانه مسلمانند!!!
البته من شخصاً مشکلی با بی حجابی ایشان ندارم اما از زاویه دید اهل فن و نظر تا حدی خنده دار است کسی مسلمان باشد اما مسلمات دینش را لحاظ نکند.
یاد متلک تاریخی ملک حسن پادشاه فقید مراکش افتادم که در بازگشت محمدرضا شاه پهلوی از سفر آمریکا به ایشان در کاخ سلطنتی خود گفت:
شما خیلی جسارت کردید که به عنوان پادشاه یک کشور شیعه در مقابل دوربین تلویزیون ها در کاخ سفید همراه جیمی کارتر گیلاس مشروب سر کشیدید؟!
همین مسئله در بی بی سی یکی از اصلی ترین موازنه های بی طرفی را از سوی کسر قابل توجهی از فارسی زبانان بر هم می زند.
حکایت آن قاضی است که در شکایت یک یهودی از علی ابن ابیطالب هر دو ایشان را به محکمه احضار کرد و با ورود امیرالمومنین قاضی مزبور احترام بیشتری به وی کرد و حضرت از اساس قضاوت وی را زیر سوال برد چرا که گفت تو با احترام بیشتر به من نشان دادی بی طرف نیستی و نمی توانی منصفانه بین ما دو نفر قضاوت کنی!
اکنون و بر همین قیاس فارسی زبانان مقید به آداب اسلام که کسر بزرگ و حداکثری جامعه فارسی زبانان را تشکیل می دهند طبیعتاً وقتی می بینند کادر مقابل دوربین این رسانه علی رغم مسلمان بودن با عدم لحاظ تقیدات و مسلمات دینی به زعم ایشان به بدیهی ترین مسلمات دینی مسلمانان بی احترامی می کنند طبعاً از همان ابتدا به این رسانه به عنوان رسانه ای منصف یا بی غرض اعتماد نخواهند کرد. و این یعنی از دست دادن کسر بزرگی از مخاطب.
نکته دیگر در این رسانه:
«رنج ناتوانی از نقد کردن سرمایه اجتماعی برای مجریان این رسانه است»
به هر حال در هر حرفه ای، اصلی ترین بروز و ظهور و بلکه لذت، مواجهه رو در رو با مشتری و حس کردن ایشان و لذت بردن دو جانبه ایشان از عواطف و واکنش های دو جانبه است.
یک قصاب یک مکانیک یک بقال یک استاد یک کارمند بانک هر چند در ازای خدماتش حقوق یا درآمدی دارد اما در کنار این دو، لذت ذهنی مهم تر است و آن اینکه بتوانند هر روز در ارائه خدمات شان رضایت یا عدم رضایت مشتری را بصورت مستقیم و رو در رو حس کنند.
این توفیقی است که بی بی سی از آن محروم مانده و با توجه به تحولات بعد از انتخابات ایران و برخی تندروی های این رسانه قهراً مجریان این رسانه تا آینده ای نامعلوم از سفر به ایران محروم شده اند و این بمعنای آن است که ایشان لااقل تا بلندمدت نخواهند توانست سرمایه اجتماعی مکتسبه خود در مقابل دوربین بی بی سی را از طریق مواجهه رو در رو با هم وطنانشان در ایران نقد کنند یا بسنجند.
هر چند بی بی سی اگر تندروی هم نمی کرد به هر حال کم و زیاد نباید و نمی توانست چشم امیدی به همکاری یا همدلی مسئولین در ایران با خود داشته باشد.
یک انتقاد جدی به بی بی سی برنامه نوبت شما بوده که از دو ناحیه رنج می برد.
نخست اتکای بر مجریان جوانی که عموماً ناتوان از حفظ و عدم دخالت گرایشات شخصی خود در اجرای برنامه هستند و بارها و بتناوب و قهری و ناخواسته منویات و گرایشات خود را به له یا علیه مراجعین تلفنی یا وب کمی !!! اعمال کرده و می کنند.
حتی چندی پیش وقتی یکی از مجریان این برنامه در حال صحبت با فردی بود که از طریق تلفن مدعی شد در روز عاشورا علناً منسوبین سبزها در تهران را دیده که کف و سوت می زدند صدائی در پس زمینه برنامه از استودیوی بی بی سی پخش شد که بوضوح گفت:دروغ می گه!!!
مشکل دوم و بنیادی این برنامه بلاموضوع بودنش برای پخش است!
شخصاً یک بار در همین برنامه با حضور صادق صبا بنوعی این مطلب را مطرح کردم و آن اینکه سیاست امری تخصصی و بلکه فوق تخصصی است و یک رسانه سیاسی نیز دو رسالت را بصورت توامان بر عهده دارد:
اطلاع رسانی و تحلیل.
اطلاع رسانی باید از منابع کاملاً موثق صورت گیرد و تحلیل نیز باید مبتنی بر داده های تخصصی و متکی بر متخصصین مجرب این حرفه باشد.
در برنامه نوبت شما هر دو این رسالات نادیده گرفته می شود آن هم از این طریق که تریبون یک رسانه بین المللی بصورت زنده در اختیار عوام غیرکارشناس قرار می گیرد که بارها مشاهده شده از این تریبون «زنده» و جهانی اقدام به انتشار اخبار غلط و نامعتبر می کنند ولو آنکه مجری برنامه هم متذکر شود این اخبار مورد تائید بی بی سی نیست.
این بمثابه آن می ماند که فردی لیوانی سم را در منبع آب شرب شهر بریزد و ناظر و نگهبان منبع بدون ممانعت به عمل آوردن از این اقدام تنها به این اکتفا کند که من این عمل را تائید نمی کنم!!!
خوب این عدم تائید به چه دردی می خورد ؟ مهم آن است که منبع آب شهر آلوده شده.
به عنوان مثال در همان برنامه به یک مورد که در برنامه نوبت شما اتفاق افتاد اشاره کردم که خانمی از طریق تلفن و بعضاً تریبون «زنده» بی بی سی مدعی شد به چشم خود در خیابان دامپزشکی تهران و در خلال ناآرامی های بعد از انتخابات دیده که یک جوان دانشجو را بسیج گرفته و دست هایش را بسته بود و وقتی آن جوان برای نوشیدن آب به شیر آب رجوع کرده یک بسیجی با قمه در مقابل چشم مردم سرش را گرد تا گرد بریده است!!!
یک فضا سازی کربلائی برای مسموم کردن فضا. خبری که هیچ گاه و توسط هیچکس تائید نشد و هیچ فیلم و عکسی هم از آن بیرون نیآمد آن هم در موقعیتی که در جریان ناآرامی ها از انگشت در بینی کردن طرفین مناقشه هم توسط موبایل به دست ها فیلم و عکس تهیه می شد.
متاسفانه این خبر بر روی آنتن بی بی سی رفت و عملاً برخلاف قوانین رسانه ای جهان که پرهیز از انتشار خبر ناموثق و مهم تر از آن پرهیز از اشاعه و ترویج نفرت و خشونت است بدون تکذیب مجری، آنتن گرفت.
هر چند تکذیب مجری نیز چندان محلی از اعراب بر اساس همان مثال مسموم کردن منبع شرب آب شهر موضوعیت نداشت.
همچنانکه تریبون دادن زنده به عوام در این برنامه و اخذ تحلیل سیاسی از ایشان هم توهین به مخاطب کیفی بی بی سی است و هم تنزل دهنده به شان و وزانت یک رسانه معتبر.
در بخش بررسی روزنامه ها نیز که تقریباً بصورت همیشگی توسط یک روزنامه نگار نشان دار و پرموضع اجرا می شود دریائی از ریزه کاری ها و کم فروشی ها و خاصه خرجی ها به له یا علیه مخاطبان ودوستان و مخالفان مجری قابل مشاهده است که شایسته یک رسانه معتبر نیست و البته به سهم خود بارها موارد متعدد مصادره تریبون یک رسانه معتبر بنفع اغراض شخصی مجری آن برنامه را به دست اندرکاران بی بی سی منتقل کرده ام.
موارد زیاد دیگری در مورد بی بی سی مطمح نظر دارم اما فعلاً تا همین حد قناعت می کنم.
به هر حال به سهم خود نخستین سالگرد آغاز به کار این رسانه تصویری را به همه دست اندرکاران ایرانی آن، تاکید می کنم فقط ایرانی ها و فقط ایرانی های دوست !!! از صمیم قلب تبریک می گویم
البته تاکیدم بر ایرانی ها، برائت از انگلیسی هاست و گرنه زحمات ارزشمند همکاران افغانی و تاجیک نیز در این رسانه قابل تقدیر و ستایش بوده و هست و به ایشان نیز خسته نباشید و تبریک می گویم.
موفق باشید.
اشتراک در:
پستها (Atom)