نمایش پستها با برچسب جنبش سبز،تنوع،تناقض. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب جنبش سبز،تنوع،تناقض. نمایش همه پستها
۱۳۸۸ دی ۱۵, سهشنبه
پیتزای قورمه سبزی
تیر ماه سال 77 ضمن انتشار مقاله ای تحت عنوان «سمفونی خاتمی» در «هفته نامه راه نو» گزاره زیر را وارد ادبیات سیاسی و ژورنالیستی ایران کردم که منشا بحث و نقد و مناقشه و موافقت ها و مخالفت های زیادی از سوی عموم فعالان و گروه های سیاسی در ایران شد:
مردم ايران در خيزش های اجتماعی خود عموماً می دانند که چه نمی خواهند، اما نمی دانند که چه می خواهند!
مقاله سمفونی خاتمی ـ هفته نامه راه نوـ شماره 12 تیرماه 77
http://www.sokhan.info/Farsi/Samfoni.htm
جنجال بر سر این مقاله تا آنجا بالا گرفت که نهایتاً آیت الله خامنه ای بعد از هاشمی رفسنجانی که قائلین به این گزاره را خائن قلمداد کرده بود شخصاً در نماز جمعه تهران اقدام به نفی توام با نقد این گزاره کرد.
http://www.sokhan.info/Farsi/Adoo.htm
پنج سال بعد از انتشار آن مقاله ذیل مقاله ای دیگری تحت عنوان «صمد وعین الله» گزاره فوق را با تفکیک جامعه ایران به دو طبقه سنتی (صمدها) و شبه مدرن (عین الله ها) بدین صورت تکمیل کردم:
وجه مشترک اين دو طبقه موجوديت حکومت جمهوری اسلامی است با اين تفاوت که نسل و طبقه صمد ها می دانند که چه «می خواهند» و آن جمهوری اسلامی است و نسل و طبقه عین الله ها نيز می دانند چه « نمی خواهند» و آن هم جمهوری اسلامی است!
مقاله صمد و عین الله ـ هفته نامه آفتاب ـ اسفند 82
http://www.sokhan.info/Farsi/Samad.htm
امروز و بعد از ناآرامی های بعد از انتخابات ریاست جمهوری و تحولات 7 ماه گذشته و کنش و واکنش دو طرف مناقشه مایلم تبصره ای دیگر بر گزاره فوق بزنم و آن اینکه اکنون جنبشی که با داعیه سبزینگی علمدار مخالفت با حکومت در ایران شده ظاهراً در عین حالی که می داند چه نمی خواهد مبتلا به یک زیاده خواهی مفرط و متنوع هم شده و فهرست خواسته هایش از کف احمدی نژاد را نمی خواهیم تا نفی رهبر و نظام و اسلام تا سقف حاکمیت سکولاریسم و نفی دین و خدا و طلب جامی و بتی و بربطی بر لب کشت مُتموّج!!! شده.
واکنش سبزها به بیانیه هفدهم میرحسین موسوی سند مبرهنی از چنین تکثر و تنوع بعضاً متناقضی را در دسترس قرار می دهد.
هر چند موسوی در بیانیه خود کوشید با «خداجو» توصیف کردن سبزها و مذمت و تکذیب ادعای پیوستگی اعضا گروهک تروریستی مسعود رجوی به جنبش سبز، ضمن تنزه طلبی برای جنبش سبز حداقل های مطالبه سبزها از حکومت را نیز مطرح کند اما این امر مانع از آن نشد تا ابتداً بیانیه پنج نفره آقایان سروش و کدیور و مهاجرانی و بازرگان و گنجی با گذشتن از موسوی و طرح مطالباتی افزون تر و رادیکال تر منتشر نشود.
همچنانکه ناگهان فریاد اعتراض کسر دیگری از سبزها نیز درآمد که ما اساساً اعتقادی به خدا نداریم که موسوی در بیانیه خود تمامیت جنبش سبز را خداجو خوانده همچنانکه گروهک مسعود رجوی نیز به زبان بی زبانی پیغام داد:
خوشتان بیآید یا نيآید ما سبزیم!!!
در مقام مثل وضعیت مخالفان در جمهوری اسلامی تا قبل از جنبش سبز بمثابه فرد گرسنه ای بود که بمنظور رفع گرسنگی به رستورانی مراجعه کرده اما گارسون بینوای این رستوران را نیز مستاصل کرده که در ثبت سفارش غذا مدام به وی می گوید چه غذائی را نمی خواهد و هیچ وقعی نیز به گارسون نمی گذارد که:
اخوی مشکل من با ناخواسته های شما حل نمی شود، لطفاً بفرمائید چه می خواهید تا همان را برایتان بیآورم.
اما بعد از جنبش سبز وضعیت این گرسنه به فردی می ماند که به قهوه خانه ای رجوع کرده و قهوه چی را در معرض سفارشی رنگین از انواع خورشت ها و کباب ها و و پیتزاها و اطعمه و اشربه رنگارنگ و گوناگون و متفاوت قرار داده و هر اندازه قهوه چی بینوا گوشزد می کند که:
اخوی اینجا قهوه خانه است و ما فقط آبگوشت داریم، افاقه نمی کند!
یک سال پیش و در آستانه آغاز رقابت های انتخاباتی و زمزمه آمدن یا نيآمدن خاتمی در عرصه انتخابات ذیل مقاله «آقای خاتمی نيآئید» چنین فرجامی را پیش بینی کرده بودم:
... هر چند منطق دمکراسی تنها متکی بر رای بیشتر است و پیروز این بازی برخورداران از آرای بیشتر است اما همان دمکراسی در منطق خود قائل به اصل همگنی است و اصلاح طلبان نمی توانند به بهای پیروزی در انتخابات سبد آرای خود را آکنده از آرای بعضاً متناقضی کنند که در فردای به قدرت رسیدن خود دچار شرم حضور شوند.
در دمکراسی ایده آل، قبل از آنکه مردم نامزد خود را انتخاب کنند این نامزد است که باید مردم و طبقه مورد نظر و مخاطب خود را برگزیند و در این گزینش چاره ای ندارد تا اصل همگنی را مراعات نماید.
شعار ایران برای ایرانیان شعار جذاب و پرمناقشه ای توسط کسری از اصلاح طلبان در دوران ریاست جمهوری خاتمی بود که در بطن خود اسباب زمینگیر شدن جنبش اصلاحات را فراهم کرد. دلیل آن نیز سوار کردن همه مسافران در قطاری بود که مواجه با تنوع مقصد بود.مسافرانی که تجریش تا خیابان جمشید ، نوشهر تا خرمشهر و تهران تا پاریس را همزمان از راننده مطالبه می کردند!
آقای خاتمی نيآئید:
http://www.sokhan.info/Farsi/Naya.htm
اشتراک در:
پستها (Atom)