‏نمایش پست‌ها با برچسب حسینی،پارازیت،مصاحبه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حسینی،پارازیت،مصاحبه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۵, یکشنبه

مصاحبه با کامبیز حسینی!

انتشار پست قبلی تحت عنوان «بازگشت هخا» در مورخه پنج شنبه 22 اردیبهشت حاشیه های جالبی را دامن زد که جهت اطلاع ذيلاً به آن اشاره خواهم کرد.
ماجرا از حضور و سخنرانی«کامبیز حسینی» یکی از دو مجری «هجویه پارازیت» در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا آغاز شد که چنان حضوری در پست «بازگشت هخا» نشانی از خالی ماندن زمین از حجت خدا! و ابوعطا خواندن قورباغه ها در هنگامه حرکت رو به بالای آب رودخانه ها ارزیابی شد.
متعاقب انتشار این پست بود که ملاحظه شد آقای «کامبیز حسینی» در ساعت 8:54 صبح همان روز در صفحه شخصی فیس بوک شان ضمن درج لینک «بازگشت هخا» به زبان طعنه و گلایه خطاب به اینجانب مرقوم داشتند:
ظاهرا یکی بهش خیلی بر خورده که من گفتم سکوت ملت دلیل بر راضی بودن شان از وضعیت جاری در ایران نیست. ای کاش به جای بد وبیراه و فحش مثل آدم با هم حرف بزنیم و تبادل نظر کنیم.
متعاقب اطلاع رسانی مشارالیه از پست مزبور در صفحه فیس بوک شان، ناگهان و در زمانی کوتاه ضمن بالا رفتن گسترده مراجعین به وبلاگ اینجانب (سخن) مواجه با حجم بسیار بالائی از ارسال «نقطه نظرات»!!! ذیل پست «بازگشت هخا» شدم. (437 پیغام در کمتر از دو ساعت)
نقطه نظراتی!!! که تقریباً حجم بیش از 95 درصد آن شامل ناسزاهای ناموسی با چاشنی ادبیات چارواداری بود! تقریباً معادل همین حجم از فحاشی ها نیز با دُزی کمتر ذیل لینک «بازگشت هخا» در صفحه فیس بوک آقای «کامبیز حسینی» تکرار شده بود. اما در میانه چنان حجم آتش سنگین توپخانه فحاشی های دلدادگان «هجویه پارازیت» به اینجانب فردی تحت عنوان «پژمان» نیز ضمن ابراز جان نثاری خدمت «کامبیزشان» ابراز داشته بود:
داش کامبیز(!) لب ترکنی ارتش 400000 نفری ات وبلاگش رو به آتیش می کشه.
هنوز ساعتی از درج این پیغام در صفحه فیس بوک کامبیز حسینی نگذشته بود که عملاً امکان ورود اینجانب به وبلاگ سخن از بین رفت ضمن آنکه در یک عمل غیر اخلاقی نیز مطلب «بازگشت هخا» توسط هکر ناشناس و نچندان محترم از وبلاگ اینجانب کاملاً حذف شد! علی رغم این مشاهده شد در ساعت 5:56 دقیقه بعد از ظهر پنج شنبه آقای «کامبیز حسینی» شخصاً ضمن ارسال پیامی از طریق فیس بوک خطاب به اینجانب فرمودند:
جناب آقای سجادی
ببخشید از طریق فیس بوک با شما تماس می گیرم. بنده علاقه مند هستم که شما به عنوان مهمان به برنامه پارازیت تشریف بیاورید و نقطه نظرات خودتان را بیان کنید. اگر شما نیز علاقه مند هستید یا علی. به من اطلاع بدهید و من در خدمت شما خواهم بود.
 با احترام ـ کامبیز حسینی
اینجانب نیز در مقام پاسخ و انجام وظیفه خدمت ایشان معروض داشتم :
جناب آقای کامبیز حسینی
با سلام
احتراماً پیشنهاد شما جهت حضور اینجانب در برنامه پارازیت دریافت شد و به سهم خود از حُسن نیت شما کمال امتنان و تشکر را دارم. علی رغم این متاسفم که باید توفیق چنین حضوری را از خود سلب نمایم. اینجانب به احتساب تعلقم به ژورنالیسم سیاسی برخوردار از پرنسیب هائی هستم که بنا بر چنان پرنسیب هائی خود را در رفتار دلبخواهانه محدود و مقید کرده ام. لذا اخلاقاً نمی توانم دعوت جنابعالی جهت حضور در تلویزیون متبوعه تان را پذیرا باشم هر چند همانطور که عرض شد از حسن نیت شما سپاسگذارم. سال گذشته نیز همکار دیگرتان جناب آقای ... چنین دعوتی کرده بودند که بنا بر همان اصول به ایشان نیز پاسخ منفی دادم . چرائی چنان پاسخ منفی را بصورتی مشروح تر به ایشان توضیح داده ام که در صورت تمایل می توانید از ایشان جویا شوید.
اما در صورت امکان و تمایل بدم نمی آید اگر جنابعالی استقبال بفرمائید بنده میزبان شما بوده و در مقام مصاحبه کننده گفتگوئی با شما یا از طریق تلفن و یا ایمیل و اسکایپ داشته باشم. در صورت موافقت ممنون خواهم شد بنده را مطلع فرمائید.
در ضمن در میان کامنت گذاران صفحه فیس بوک تان ملاحظه کردم فردی اعلام آمادگی کرده بود تا وبلاگ بنده را تخریب فرمایند و ظاهراً تهدید خود را عملی کرده اند و از ظهر امروز عملاً امکان ورود اینجانب به وبلاگم از بین رفته هر چند مطمئنم جنابعالی نقشی در این بی اخلاقی نداشته اید اما ممنون می شوم چنانچه صلاح بدانید در صفحه فیس بوک تان اطلاع رسانی کرده تا فرد مزبور دست از این شیرین کاری برداشته و مشکل را مرتفع نمایند.
با آرزوی توفیق روزافزون تان در انجام امور محوله.
ارادتمند ـ داریوش سجّادی
القصه بعد از مراودات مزبور اولاً و خوشبختانه مشکل فنی «وبلاگ سخن» مرتفع شد و هر چند پست «بازگشت هخا» و کلیه پیغام های منتشر شده و منتشر نشده اش حذف شده بود. لیکن مجدد پست مزبور را بازنشر کردم اما بدلیل عدم دسترسی به کامنت بزرگوارانی که زحمت کشیده بودند و نظرات خود را ارسال کرده بودند شرمنده ایشان شده و از این بابت از ایشان پوزش می طلبم.
نکته حائز اهمیت در آغاز و فرجام این غائله آن بود که به احتساب آمار 95 درصدی از تعداد  437 پیغام ارسال شده از جانب علاقه مندان به «هجویه پارازیت» برای اینجانب که مشتمل بر ادبیات بابا شملی با چاشنی فحاشی ناموسی بود به وضوح می توان ادعای مطرح شده در پست «بازگشت هخا» را با قاطعیت فهم و باور کرد و آن اینکه:
پارازیت هجویه ای است که با ظفرمندی موفق به فتح قلوب «قشرعوام جامعه» شده. عوامی که گفتارشان مبین رفتارشان است و بر همین مبنا رفتارشان نیز مُلهم از پندارشان خواهد بود.
گذشته از آنکه در میانه این غائله مطلبی در ذیل یکی از کامنت های صفحه فیس بوک خود تحریر کردم که آن نیز می تواند برای دلدادگان پارازیت اسباب عبرت باشد مبنی بر آنکه:
ایشان برای حل مشکل خود با اینجانب دو راه بیشتر ندارند. یا آنکه با هر شیوه ممکن اینجانب را بشکلی بترسانند تا از ادامه نوشتن منصرف شوم که متاسفانه ذاتاً استعدادی در ترسیدن ندارم و یا آنکه متوسل به حذف فیزیکی شوند که متاسفانه در این حوزه نیز ایشان ناتوانند و «آمدن» و «بودن» و «رفتن» خارج از اراده ایشان است. لذا ناگزیر چاره ای جز تن دادن به ظرفیت و تسامح در شنیدن و خواندن نظرات مخالف و متفاوت با آرای خود را ندارند.
در ضمن تا این تاریخ آقای کامبیز حسینی نفیاً یا ایجاباً از دادن پاسخ مبنی بر استقبال یا عدم استقبال از دادن مصاحبه به اینجانب استنکاف ورزیده اند.
قطعاً در صورت استقبال ایشان از انجام چنین مصاحبه ای مراتب جهت اطلاع علاقه مندان در همین وبلاگ اعلام خواهد شد.