زآن پیش که سر بـُریدش از تن
آبی بدهیدش از دل من
آبی که ز چشم عشق جوشید
آهوی دل منش بنوشید
نوشید صدای عشق را جان
پرواز گرفت سوی جانان
جانان من آفتاب فرداست
عشقم نفس صدای دریاست
من آب ز چشم باغ نوشم
تن را به شب آفتاب پوشم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با حظی از نوحه ای قدیمی و دلنشین از کویتی پور