۱۳۹۳ اردیبهشت ۳, چهارشنبه

شکست حباب


دولت دکتر روحانی به انضمام «مدعیان» ایشان در دفتر مجمع تشخیص مصلحت و برخی از احزاب سیاسی که مستمراً محصول انتخابات 24 خرداد را برآیندی از حمایت هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی و برخاسته از دغدغه های آزادی خواهانه و توسعه طلبانه اکثریتی مردم ایران تلقی و معرفی می کردند اکنون و با مشخص شدن میزان ثبت نام متقاضیان دریافت یارانه در صورت نشان دادن استعداد از این فرصت برخوردار شده اند تا خود را با واقعیت جامعه و ماهیت اقبال مردم به حسن روحانی رو در رو کنند.
شخصاً و در فردای اعلام نتایج تفکیکی انتخابات 24 خرداد تصریح کردم:
اینفوگرافی آرای مکتسبه «دکتر حسن روحانی» در انتخابات ریاست جمهوری مبین آن است که «روحانی» بر تارک «آرای عوام» فاتح ساختمان ریاست جمهوری شد. این امر بدان معناست که روحانی ریاست جمهوری خود را مدیون طبقه عوام مبتلا به دغدغه طعام است ... قرائن موید آنست که مجموع آرای «روحانی» تلفیقی از سه عامل «غیظ» و«مظلومیت» و«اقتصاد» بود. منظور از اقتصاد، آرای ماکزیممی شهروندانی است که زیر فشار تحریم های فلج کننده آمریکا از مشکل معیشت در رنج و فشار بودند و به کسی رای دادند که در میان «نامزدهای هشتگانه» مبدل به نماد تغییر وضع موجود شده بود.
(مقاله پیروزی عوام بر خواص)

اکنون و با محرز شدن عدم استقبال شهروندان از فراخوان رئیس جمهور مبنی بر همکاری با دولت و انصراف متمکنین از دریافت یارانه مشخص شد اقبال به روحانی بر اساس شیدائی به ایشان و به اعتبار کاریزمای فرهنگی و اصلاح طلبانه و معتدلانه ، محصول رویا اندیشی آنانی بود وهست که اصرار داشتند و دارند دنیای سیاست را با تخیلات بدون مابه ازای خود در جهان واقع، فهم و گز کنند!
ثبت نام بالای 70 میلیونی متقاضیان یارانه موید آنست که اولاً فراخوان دکتر روحانی بشکلی معنادار بدون استقبال ماند و ثانیاً و بوضوح اثبات شد جنس آرای اکثریتی جامعه در 24 خرداد ریشه در بحران معیشت داشته است.
معناداری شکست فراخوان دکتر روحانی هشداری جدی است تا ایشان دست به یک تجدید نظر واقع بینانه در رویکرد خود و کابینه تحت امر خود بزنند.
برخلاف اصرار دستگاه پروپاگاندای دولت و اصرارشان بر ماهیت همراهی و شیدائی آرای متخذه دکتر روحانی، داده های محیطی و تاریخی موید آنست که روحانی فاقد کاریزما و کلام نافذ نزد شهروندان است.
در جهان سیاست اعتبار و نفوذ کلام بمعنای حرف شنوی و متابعت شورمندانه شهروندان از رهبران سیاسی است.
در جهان سیاست نفوذ کلام را آنجا معنا می کنند که وقتی میرزای شیرازی با یک فتوای یک خطی حرمت استعمال قلیان را اعلام می کند مواجه با لبیک سراسری مردم حتی تا حرمسرای پادشاه می شود!
در جهان سیاست اعتبار و نفوذ کلام آنجا معنا می شود که قاطبه ملت هندوستان در فراخوان «مهاتما گاندی» جهت تحریم پارچه انگلستان جملگی دوک به دست می گیرند!
در جهان سیاست نفوذ کلام را آنجا مصداق یابی می کنند که با یک فراخوان خمینی قاطبه امت خمینی برای رهبرشان شیدائی می کنند!
علی ایحال اینک و با برون ریخت دغدغه اساسی جامعه و شفاف شدن موقعیت و میزان انفاذ حکم دکتر روحانی، فرصت مغتنمی برای ایشان فراهم شده تا با رویکردی واقع بینانه جهتگیری سیاسی خود را بیرون از حصار سیاسی تکنوکرات ها و فرصت طلبان و رویا اندیشان مورد تجدید نظر قرار داده و مانع از آن شوند تا اولویت عوام قربانی ثانویت خواص شود.


۱ نظر:

ناشناس گفت...

DAGHEGHAN ba shoma movafegh hastam .teflak mardomeh IRAN ke bazecheh 1 mosht ,, bazehayeh sesasat madaraneh be svad SHODEAN.....( VA bazehayeh SIYASE