۱۳۹۳ اسفند ۲۴, یکشنبه

از تدلیس یونسی تا تندیس سلیمانی!


پدیده سیاست در داخل ایران به اهتمام برخی «مشتبهین» از جمله با همت عالی فردی مانند دکتر صادق زیباکلام بشدت مبتذل شده و مرزهای انحطاط را در نوردیده!
متاسفانه زیباکلام در کانون این ابتذال «خواسته یا ناخواسته» خود را مبدل به زنگ تفریح سیاست در ایران کرده تا جائی که علی رغم احراز کرسی استادی علوم سیاسی در معتبرترین دانشگاه ایران با قول و فعل خود و بشکلی نامفهوم موجبات تخفیف و تحقیر خود نزد صاحب نظران و سیاست شناسان را فراهم آورده است و دیگر کمتر معمری در سپهر سیاسی ایران را می توان یافت که ایشان را جدی می گیرد.
نامه اخیر زیباکلام به اسماعیل کوثری (اینجا) و اهتمام ایشان در این نامه به نیت دفاع از علی یونسی و اظهارات شاذ ایشان ناظر بر «هژمونی ایران در منطقه» آخرین نمونه از ملاحت کلامی «دکتر» است.
زیباکلام در این نامه خطاب به کوثری ابراز داشته:
چرا اگر شما و همفکران تان مباهات کنید که «انقلاب اسلامی» به عراق صادر شده و در آن کشور به حرکت در آمده، سخن تان عیب و ایرادی ندارد و تازه انقلابی هم هست، اما اگر آقای یونسی بگوید که ایران اسلامی در عراق پیشروی کرده یا نفوذ کرده، می بایستی علیه وی اعلام جرم شود؟

دکتر زیباکلام ظاهرا متوجه نیست ابراز همین دست اظهارات و اشتیاق ایشان به ارسال متنوع و متعدد چنین نامه هائی شتابزده و محیرالعقول است که منجر به آن شده و می شود تا دیگر کسی ایشان را در قامت یک عنصر عمیق و صاحب نظر و اندیشمند در حوزه سیاست، جدی نگیرد!
جناب آقای زیباکلام ظاهراً متوجه این واقعیت توام با بداهت و صراحت نیستند که معترض اصلی به سخنان ناسنجیده یونسی دولت عراق بود و این وزارت خارجه عراق و «ابراهیم الجعفری» وزیر خارجه عراق بود که در اولویت معترض یونسی و شاذگوئی های یونسی شدند!
خوب است آقای زیباکلام قبل از آنکه کوثری را مخاطب سوال قرار دهند خود ابتدا پاسخگوی این پرسش باشند که چرا علی رغم آنکه «بقول ایشان» کوثری و هم فکران کوثری همواره به صدور انقلاب اسلامی در عراق مباهات می کنند و بدون لکنت و با صراحت این مباهات را در تریبون های عمومی ابراز داشته و می دارند اما تاکنون ایشان و هم فکران ایشان نه تنها مورد کمترین اعتراض و گلایه ای از جانب دولتمردان عراقی واقع نشده بلکه همین هفته گذشته این «هادی العامری» دبیر کل سازمان بدر عراق بود که به پاس خدمات و زحمات و سلحشوری ها و جان نثاری های سردار قاسم سلیمانی در نبرد با وحوش داعش در تکریت و سلیمانیه خواستار نصب تندیس ایشان در کشورش شد!؟ در حالی که در آن سوی جبهه این یونسی است که بابت بی مبالاتی در اظهاراتش مملکت را به هزینه می اندازد و موجبات ناخرسندی دولت همسایه می شود.
مشکل زیباکلام ناتوانی ایشان در فهم شکاف موجود در حد فاصل «تدلیس یونسی در کلام» با درخواست «تندیس سلیمانی در عراق» نزد عراقیان است!
عجزی که در صورت فائق نیآمدن «دکتر» بر آن ایشان را علی الدوام به ماندن در دنیای فکاهی سیاست محکوم نگاه خواهد داشت.

هیچ نظری موجود نیست: