۱۳۹۴ اسفند ۹, یکشنبه

پرش سه گام هاشمی!



نتیجه انتخابات هفت اسفند 94 در ایران را باید گام سوم و موفق هاشمی در ادامه دو گام موفق قبلی ایشان در انتخابات ریاست جمهوری دهم و ایضاً حصول برجام در قامت محمل مهار انقلاب اسلامی فهم و ارزیابی کرد.
به عبارتی دیگر انتخابات اسفند 94 را قبل از آنکه بتوان پیروزی هاشمی و عقبه سیاسی وی از اردوی «عملگرایان» محسوب کرد پیشتر باید و می توان این انتخابات را در قامت شکست انقلاب اسلامی و حاملان انقلاب اسلامی در مصاف با اکبر هاشمی رفسنجانی و عقبه سیاسی ـ اقتصادی ایشان برسمیت شناخت.
شکستی که بعد از انتخابات 92 و بعد از برجام، سومین شکست سنگین جمهوری اسلامی و ایضاً انقلاب اسلامی در مصاف با اتحاد آرمانی عملگرایان داخلی با دولتمردان آمریکائی و متحدین غربی ایشان بشمار می رود.
ماجرا را باید از فردای سرکوب فتنه 88 ریشه یابی کرد که طرف آمریکائی بعد از آنکه از تمام شدن و نافرجام شدن فتنه سبز متقاعد شد ضمن حصول به یک هم دلی و فهم مشترک با عملگرایان داخلی تحت مدیریت هاشمی رفسنجانی عملیات جدید خود را بمنظور پیاده کردن موتور قدرتمند انقلاب اسلامی از طریق انتقال بحران معیشت و کوبیدن شهروندان ایرانی بر زمین فلاکت اقتصادی استارت زد.
محوریت در عملیات نوین واشنگتن توسل به تحریم های فلج کننده اقتصادی وفق منویات جاه طلبانه هاشمی رفسنجانی بود تا از این طریق بتوانند از سوئی منتخب 88 و رهبر حامی آن را از طریق «بحران نان» در مقابل شهروندان ایرانی خلع صلاحیت کنند و هم زمان و بصورت غیر مستقیم «هاشمی رفسنجانی» را در ناخود آگاه «ایرانیان مستاصل شده در زمین معیشت» در قامت یک منجی عملگرا جهت تضمین موفقیت اش در انتخابات ریاست جمهوری 92 پرتوآمائی و برجسته سازی کنند.
پروژه ای که پیشتر کارآمدی خود در به زانو در آوردن روس ها در جنگ سرد و ایضاً ساندنیست ها در نیکارگوئه و انقلاب بولیواری چاوز در ونزوئلا را با موفقیت از سر گذرانده بود. (1)
تنها نکته مغفول و محاسبه نشده در ماجرای عملیاتی کردن این پروژه در ایران غافلگیر شدن ناشی از عدم محاسبه متولیان پروژه مزبور از حربه «رد صلاحیت» هاشمی توسط شورای نگهبان بود که کل پروژه را به محاق تعلیق بُرد.
علی ایحال زمین انتخابات 92 از چوار تحریم های فلج کننده آمریکا تا آن اندازه مستعد شده بود تا هاشمی بتواند زبردستانه بعد از ناکامی خود در تصاحب کرسی ریاست جمهوری «روحانی» را جایگزین در پروژه مهندسی انتخابات کند و از این طریق اقبال شهروندان را به «بدل» و «کُپی برابر اصل» خود هدایت و مدیریت کند.
بدین اعتبار روحانی در 92 قبل از آنکه انتخاب ملت باشد،اجبار ملت بود! اجباری نامحسوس از طریق مهندسی انتخابات و مدیریت و هدایت آرای شهروندان بستوه در آمده از بحران معیشت به نامزدی که در کلاس هاشمی و بر روال هاشمی با شعار بهبود اقتصادی و عملگرائی در زمین مصلحت ها وارد انتخابات شده بود.
مجموعا پیروزی روحانی در 92 را باید نخستین پیروزی هاشمی بعد از شکست 88 و نخستین شکست حاملان انقلاب اسلامی در مصاف با اتحاد غیر رسمی و غیر علنی پراگماتیسم های تحت زعامت هاشمی با جناح کبوترهای کاخ سفید محسوب کرد.
این پیروزی تا آن اندازه برخوردار از ثقل سیاسی بود تا تیم روحانی ـ هاشمی بتوانند با افزودن بر خرج مهمات سیاسی خود و افکار عمومی ساختن از تحریم ها و ضرورت رفع تحریم ها به «هر بهائی» نهایتاً «برجام» را در مقام محمل مهار انقلاب و تعامل با کدخدا و در مقام شکستی دوم بر انقلاب اسلامی و حاملان انقلاب اسلامی تحمیل نمایند و بدینوسیله «حضرت استوانه» بتواند دومین گام و دومین موفقیت خود را در دوسیه سیاسی بعد از شکست هشتاد و هشت اش به ثبت برساند. (2)
اکنون و اینک هاشمی رفسنجانی گام سوم و موفقیت آمیزش در انتخابات خبرگان و مجلس را در حالی به ضیافت و شادکامی نشسته که در خلاصه ترین تعریف ممکن از آن می توان تحت عنوان «به زانو در آوردن انقلاب در تهران» نام بُرد.
موفقیتی که از قبل تضمین شده بود و این رقبای هاشمی بودند که باید می دانستند در هر نوع مصاف رای سالارانه ای در شهر تهران پیروزی هاشمی تضمین شده است چرا که ایشان سالهاست با موفقیت و از جوار سیاست های گشاده دستانه دوران سازندگی توانسته طبقه نوین و لاقید به انقلاب و آرمان های انقلابی را در تهران پردازش کند که هاشمی برای ایشان همواره مورد وثوق و اقبال بوده و هست.
اساسا پایگاه اصلی حامیان هاشمی تعلق به کلان شهر تهران و آن بخش از شهروندان تهرانی دارد که برخوردار از مختصات منحصر بفرد لاقیدی به تقیدات انقلاب اسلامی و بی وقعی به تقیدات زیست مومنانه در تراز انقلاب اسلامی است.
همین که بعد از امریه رسانه وزارت خارجه انگلستان (BBC) به شهروندان تهرانی جهت رای دادن به لیست انتخاباتی مورد تائید هاشمی رفسنجانی علی رغم توصیه رهبر ایران مبنی بر واکنش معکوس تهرانیان به بی بی سی مشاهده شد اکثریت آرای ماخوذه در تهران برخلاف خواست آیت الله خامنه ای امربری از بی بی سی کرده و در زمین هاشمی بازی کردند چنین امری موید آن است که تهران صرف نظر از «امت 9 دی» در قبضه اکثریت اقشار سکولار و وابسته و دلبسته به غربی اند که اولا « بی بی سی» برای ایشان برخوردار از حجیت و محوریت و وثاقت است و ثانیاً هاشمی نیز برای ایشان و در کنار «بی بی سی» برخوردار از شانیت و مرجعیت و رهبریت است. (3)
علی ایحال و علی رغم غیر قابل کتمان بودن گام موفقیت امیز و سوم هاشمی و اقرار بر شکست حاملان انقلاب اسلامی در این آوردگاه و «احتمال آنتاگونیستی شدن فضا» اما همان طور که پیش تر نیز در مقاله «آقای هاشمی، اینجا پایان خط است» آوردم هاشمی از یک جهت بازنده انتخابات اخیر نیز محسوب می شود!
به اعتبار آرای ماخوذه و معنادار تهران در سبد آرای هاشمی رفسنجانی که غالباً به اپوزیسیون فرهنگی و سیاسی نظام تعلق داشته و هاشمی با قرار دادن خود در شعاع مخالفان رهبری توانست از ایشان دلربائی کند لذا چنان باخت مورد اشاره ای ناظر بر این شماتت است که «آیت الله» بعد از عمری قلندری و علمداری ذیل انقلاب خمینی اکنون مُحیلانه موفق شده تا با قرار دادن خود ذیل سپهر «مخالفان با رهبری انقلاب» موجودیت خود را به نقطه امید و اعتماد و التجاء بی بی سی و اصحاب بی بی سی و عقبه انگلوفیل و سکولار مقیم تهران مبدل نماید.
اکنون و صرف نظر از جزئیات و علی رغم غیر قابل کتمان بودن موفقیت مطمح نظر هاشمی در انتخابات اخیر اما در مجموع قوه عاقله نظام نیز تا حد کفایت کوشید و در این کوشش موفق شد تا هاشمی را برای پیروزی محتمل اش در خبرگان محروم از حواریون قابل وثوق در خبرگان کند و بدین طریق با توسل به سیاست «هاشمی تنها» در خبرگان ایشان را مُبدل به «هاشمی خنثی» در خبرگان کرد. (4)
قدر مسلم آن است که خبرگان کماکان در انحصار مخالفان هاشمی است و هاشمی برخلاف ادعایش در روز واقعه نمی تواند بدون برخورداری ار حلقه حواریون طرفی برای خود ببندد.
علی ایحال با انتخابات 7 اسفند و بعد از ورود معنادار هاشمی به خبرگان پنجم اکنون و برای نخستین بار یک عامل سوم و غیر قابل محاسبه اما غیر قابل مناقشه بصورتی جدی و مهم وارد تحولات سیاسی ایران شد.
از امروز به بعد و تا اطلاع ثانوی و به اعتبار کبر سن هاشمی رفسنجانی، بازی قدرت در هرم قدرت سیاسی ایران مقهور کیستی انتخاب حضرت عزرائیل از اضلاع قدرت در ایران خواهد بود!
از اینجا به بعد مهم آن است که «ملک الموت» ابتدا هاشمی را می برد یا ابتدا هاشمی را نمی برد!
فرضی که در حالت نخست حکم «چیدن سبیل گربه» نزد عقبه اجتماعی «آیت الله» را دارد.
با توجه به منطق تحولات سیاسی در ایران که عموماً قائم به شخص است و این ستارگان و مشاهیر اند که تحولات سیاسی را بر سبیل حکمت خود مدیریت و هدایت می کنند علی رغم حضور کامروایانه هاشمی در خبرگان و علی رغم شادکامی شیدائیان آیت الله نسبت به این حضور اما در صورت تشریف فرمائی وقت ناشناسانه ملک الموت همه سرمایه اندوخته شده طبقه اجتماعی متصل به هاشمی بمانند گربه ای که سبیلش تراشیده شده فاقد تعادل و توازن شده و تلو تلو خوران مستهلک می شوند.
اگر هم حضرت ملک الموت ابتدا هاشمی را نبرد (!) در آن صورت نیز همان طور که ذکر شد یک هاشمی تنها در خبرگان فاقد اثرگذاری و توان چانه زنی موثر برای نشاندن شاهین اقبال بر شانه «رهبر سوم» است!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در حاشیه انتخابات اخیر یک اتفاق نیز حائز اهمیت بود و آن این که سید حسن خمینی علی رغم ورود نچندان هوشمندانه خود به عرصه انتخابات اما در ادامه و علی رغم محروم شدن از حضور در انتخابات این بار هوشمندی سیاسی خوبی از خود نشان داد آنجا که بعد از دفاع نالازم و بی موقع و غیر منطقی هاشمی از سید حسن در جریان ماجرای عدم احراز صلاحیت (نگاه کنید به مقاله بوسه مرگ هاشمی) وقتی هاشمی رفسنجانی این بار مُدام به درب می گفت تا دیوار بشنود که «آنان که رد صلاحیت شدند همان کاری را بکنند که من در 92 کردم» و با زبان بی زبانی به سید حسن می گفت اکنون شما نیز بعد از فقد صلاحیت مانند من که در 92 از روحانی حمایت کردم شما نیز رسما و علنا از نامزدی من حمایت کنید. پیغامی که ظاهرا از آن طریق هاشمی می خواست بدانوسیله سبد آرای خود را با هدایت آرای علاقه مندان به سید حسن به سوی خود بر میزان آراء اش بشکل معناداری بیفزاید که شوربختانه و در ادامه خود را مواجه با ثقل سامعه قابل فهم سید حسن دید!

1ـ نگاه کنید به دو مقاله:
«انتفاذه معیشت»
http://sokhand.blogspot.com/2016/02/blog-post_7.html
و «انقلاب اسلامی، کنش ها و واکنش ها»
http://dariushsajjadi.blogspot.com/2013/05/blog-post_8549.html
2ـ نگاه کنید به مقاله برجام، فروش سهره بجای قناری»
http://sokhand.blogspot.com/2015/11/blog-post.html
3ـ نگاه کنید به مقاله «شلتاق»
http://sokhand.blogspot.com/2014/10/blog-post_19.html
ـ آقای هاشمی اینجا پایان خط است
http://sokhand.blogspot.com/2016/02/blog-post_23.html
4ـ نگاه کنید به مقاله «شکار خرس»
http://sokhand.blogspot.com/2016/01/blog-post_27.html
«بوسه مرگ هاشمی»
http://sokhand.blogspot.com/2016/02/blog-post_11.html


۸ نظر:

arash abas گفت...

سلام جناب سجادی

برخلاف نظر شما عقیده دارم، به سبب شکل گیری طبقه متوسط جدید در ایران از زمان دولت سازندگی، کنش های سیاسی در تهران دیگر فرد سالارانه نیست و در صورت فوت آقای هاشمی هم، این طبقه به راه خود ادامه خواهد داد. شاید ضربه ناچیزی بخورد، اما به قول آقای زیباکلام که سر درون را اشکار ساخته بود، قطار اصلاحات شخص دیگری را از درون نظام خواهد یافت.متاسفانه در شمال تهران که تاثیر زیادی بر جنوب دارد، کار از کار گذشته و طبقه حاصل زد وبندهای نفتی، رانت قدرت و محتاج به ارتباط با کدخدا همچون هزار فامیل پهلوی سر بر آورده، و با تمام قوا در برابر هر چیزی که بوی انقلابی بودن دهد خواهد ایستاد. این حاصل غفلت جریان انقلابی بود، زمانی که با حس ظن تاریخی به لیبرالیسم عریان دولت سازندگی شعار" مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است" سر میدادند.

در ضمن عموم مردم به سبب دور بودن از تاثیرات مخرب طبقه بی سواد شبه روشنفکری، در این انتخابات به گونه ای دیگر عمل کردند. در نتیجه در اکثر شهرها، اصولگرایان وارد مجلس شدند. شخصا معتقدم رییس جمهوری در این انتخابات شکست خورده و اگر با توهم رای تهران-آن هم در حالیکه جریان انقلابی هم نزدیک به 800 هزار رای داشته- پای به میدان 96 گذارد، مرگ سیاسی خود را امضا کرده.

ناشناس گفت...

سلام جناب سجادی

برخلاف نظر شما عقیده دارم، به سبب شکل گیری طبقه متوسط جدید در ایران از زمان دولت سازندگی، کنش های سیاسی در تهران دیگر فرد سالارانه نیست و در صورت فوت آقای هاشمی هم، این طبقه به راه خود ادامه خواهد داد. شاید ضربه ناچیزی بخورد، اما به قول آقای زیباکلام که سر درون را اشکار ساخته بود، قطار اصلاحات شخص دیگری را از درون نظام خواهد یافت.متاسفانه در شمال تهران که تاثیر زیادی بر جنوب دارد، کار از کار گذشته و طبقه حاصل زد وبندهای نفتی، رانت قدرت و محتاج به ارتباط با کدخدا همچون هزار فامیل پهلوی سر بر آورده، و با تمام قوا در برابر هر چیزی که بوی انقلابی بودن دهد خواهد ایستاد. این حاصل غفلت جریان انقلابی بود، زمانی که با حس ظن تاریخی به لیبرالیسم عریان دولت سازندگی شعار" مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است" سر میدادند.

در ضمن عموم مردم به سبب دور بودن از تاثیرات مخرب طبقه بی سواد شبه روشنفکری، در این انتخابات به گونه ای دیگر عمل کردند. در نتیجه در اکثر شهرها، اصولگرایان وارد مجلس شدند. شخصا معتقدم رییس جمهوری در این انتخابات شکست خورده و اگر با توهم رای تهران-آن هم در حالیکه جریان انقلابی هم نزدیک به 800 هزار رای داشته- پای به میدان 96 گذارد، مرگ سیاسی خود را امضا کرده.

صاد گفت...

یک پیروزی تلخ و خونین دیگر هاشمی از قلم افتاد.. وآن از میدان به در کردن دو ضلع از سه ضلع مثلث طلایی بود.
تلخ بود چون استوانه انقلاب از ظرفیت جماعت لاقید دینی سیاسی اجتماعی تهران، علیه سرداران سپاه شیوخ انقلاب بهره جست و فی الواقع انقلاب، از خودی بر خود خنجری کوفت..
این بیش از آنکه در نظرم کیاست باشد، که هست، ناجوانمردی است، چون آن شیوخ برای رقیب اینچنین طرقی انتخاب نمیکنند..
البت که از بلاهت سران اصولگرایی هم بود که شب انتخابات تصمیم به رأی به لیست گرفتند حال آنکه رأی به مثلث یا مربع کافی بود یا مثلث + غیرمشترکها.

علی ای حال، تبلیغ و تبعات این فوز باحلاوت میدان مانور فراخی برای استوانه انقلاب باز میکند که در کنار ضرب شصت سه درصدی به روحانی، او را در هوای آخر اسفند بهارمست میکند.

ناشناس گفت...

نه اقا سی سال از اوارگی هزار فامیل پهلوی گذشته. برنامه صفحه اخر VOA رو نگاه کن تا صد هزار فامیل جمهوری اسلامی رو ببینی که سرشون تو اخور قرارگاه سازندگی فرو رفته

Aabi Aaraam گفت...

سلام من يك مطلبي نوشتم كه يكم طولاني بود نتونستم كپي كنم اينجا. به نظرم تحليل جالب و متفاوتي هست. اگر خواستيد و دوست داشتيد ميتونيد فقط بند دومش رو ببينيد كه وقتتون گرفته نشه اگر نه هم كه هيچي:
https://plus.google.com/104912312283654084070/posts/PRPT6C7DV8v
مويد باشيد

ناشناس گفت...

اون موقع که بی بی سی سخنان امام رو پخش می‌کرد استعمارگر نبود، الان شده؟ اینکه یک حکومت بی‌وقفه (به هر دلیلی) فهم و شعور و آرای ملت رو به سخره می‌گیره (با ردصلاحیت‌های غیرقانونی و غیرشرعی) و ملت برای دهن‌کجی رییس اون مجلس (یزدی) و گل سرسبد نظریه‌پردازهای غیرمردم‌سالارانه (مصباح یزدی) رو حذف می‌کنن چه ربطی به انگلیس و انقلاب داره؟ این انتخابات شکست این نفر و برد اون نفر نیست. نمایانگر عمق فساد و انحراف انقلا هست که وقت منصوبان رهبرش تقریباً هر بنی‌آدمی رو که می‌تونه به عملکرد ولی فقیه انتقاد داشته باشه رو رد صلاحیت می‌کنن و مردم با تمامی این احوال با انتخاب بدتر از ورود بدترین جلوگیری می‌کنن. این باید پیغام روشنی برای سیاست‌مداران و تصمیم‌گیرندان کلان داشته باشه. امثال جمال عبدالناصر مصر رو به فلاکتی کشوندن که هنوز ملت مصر درگیرش هستن. ببینیم پرچمداران انقلاب (با تعریف مریض حضرت‌عالی) چه گلی به سر خودشون و ملت و کشورشون خواهند زد.

ناشناس گفت...

سلام
به نظر میرسد شما به جای این که نتایج انتخابات را تحلیل کنید می خواهید پیش بینی اشتباه خود را به هر شکل ممکن توجیه کنید. در نوشته هایتان بیشتر جملات دو پهلو از زبان شما صادر می شود تا برای جمع کردن آن در صورت عدم درست بودن راه گریزی باشد. مثلا شما ابتدا بطور ضمنی پیش بینی عدم موفقیت مذاکرات هسته ای را کردید و پس از اشتباه خود در نوشتار شکست شیرین و در کنار عکس رهبری سعی در توجیه تحلیل خود داشتید نهایتا و در زمان حاضر نیز با نیم نگاهی به نظرات رهبری دوباره ساز مخالفت با برجام را می زنید. تا یار چه پسندد!

ناشناس گفت...

آقای سجادی، آیا دارید (به دستور نفوذی های اسرائیل در کیهان، بیت "رهبری" و سپاه/بسیج) به قتل رساندن هاشمی را برنامه ریزی میکنید تا جنگ شروع کنید؟