۱۳۸۹ فروردین ۶, جمعه

مرزهای حماقت!



روز پنج شنبه پنجم فروردین خبرگزاری ها اعلام کردند:
پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کلیسای کاتولیک به اهمال در برخورد با گزارش های مربوط به سوء استفاده جنسی یک کشیش آمریکائی از دویست پسر ناشنوا متهم شده است.




ماجرای کودک آزاری کشیش های کلیسای کاتولیک، تراژدی تاسف بار و پر تکراری است که قبل از آنکه موید هوسرانی کشیش های کلیسای کاتولیک باشد مبین مظلومیت عیسی مسیح و تحریف احمقانه دین مسیحیت توسط خشکه مقدسانی است که از آن دین رحمانی تنها پوسته و ظاهری متحجرانه را فهم و استنباط و ترویج کرده و می کنند.
معلوم نیست در قرن بیست و یکم مسیحی کی و کجا قرار است تا مسیحیت کاتولیک کمی از کورتکس مغزشان برای فهم واقعیت دین و واقعیت و ظرفیت های انسان بهره برده و به این صرافت بیفتند که شهوت و سکس بخشی ذاتی و لازم برای رشد و زیست طبیعی انسان است که بصورت خدادادی در بطن هر انسانی تعبیه شده؟
قرن هاست که کلیسای کاتولیک با قرائت سفیهانه اش از سکس اولاً بی جهت خود را از یک لذت مشروع محروم کرده و هم زمان اسباب انحراف جنسی را نزد کسر قابل اعتنائی از کشیشان خود مهیا کرده.
فروردین سال 86 طی مقاله «
بحران عدم اعتماد بنفس» در کالبد شکافی مدرنیته غربی و تفـّــُوق خوانش «سکس سالارانه از زن در آن مدرنیته» بر روی سه گانه
اصالت انسان (Humanism) گیتی گرائی (Secularism) سکس سالاری (Sexualism) انگشت گذاشته و گفتم:
مبانی خوانش سکس سالارانه از زن را باید و می توان از دل مناسبات متحجرانه کلیسای قرون وسطی استحصال کرد.
مدرنیته موجود در جغرافیای غرب عموماً واکنشی به عصر اسکولاستیک است. عصری که کلیسا حاکمیت بلامنازع را بر مقدرات جامعه داشت. در نگاه به مبانی مدرنیته نمی توانیم برای این سه مؤلفه که خود را بیش از دیگر مولفه ها به جامعه و مبانی و فلسفه سیاسی آن تحمیل می کنند، حساب ويژه ای باز نکنيم.پاره ای از انديشمندان بروز اصالت انسان در جهان مدرن را پاسخی به مناسبات خدايگان ـ بنده ای تلقی کرده اند که از دل آموزه های دينی کليسای قرون وسطی برمی خاست. در عصر اسکولاستيک شاهد وجود خدائی قاهر و انسان مقهور هستيم. خدای موجود در عصر اصحاب مدرسه، خدائی است ناظر و حاکم بر کلیه مقدرات بنده و انسان مقهور قدرت فائقه آن خداست و کلیه مقدراتش از قبل تبیین و تدوين شده. بنابراین هیومنیزم امروزين در مدرنيته غربی را بايد پاسخ يا واکنشی فرض کنيم به آن خدای قاهر. این بار انسان برخاسته از دل مدرنيته با نفی چنان خدائی قاهر و با نفی چنان مقهوريتی در مقابل آن خداوند، بر روی پاهای خودش می ایستد واعتماد به نفس پیدا می کند.همچنانکه سکولاریزم را می توان واکنش به آخرت گرائی مفرط دوران قرون وسطی تلقی کرد.آخرت گرائی که نگاهی پرمذمت به دنیا داشت و اساساً دنیا را دار معصيت و گناه می دانست و انسان را نيز گناه کار ذاتی معرفی می کرد که يگانه رسالت وی رنج کشيدن و به تعبيری مازوخيزم اقتصادی در طول حيات دنيوی است تا بدينوسيله بتواند خود را رستگار و منزه نمايد. طبعاً از دل چنین تفکر افراط گرايانه ای می توان و بايد سکولاریزم را به عنوان یک واکنش چشم انتظار بود.سکولاريسمی که نه تنها دنیا را مذموم نمی بیند بلکه از سر شوق مايل به بهره برداری و برخورداری هر چه بيشتر از اين دنياست تا جائی که مکتب اصالت لذت هم از دل چنين سکولاريسمی خلق می شود.سکشوآلیزم در جهان مدرن نيز مبتنی بر همين معیار است. اينکه در قرون وسطی شاهد کلیسائی هستيم که مدعی پیامبری است که نه مادرش آميزش جنسی با مردی داشته و نه پيامبرش تن به ازدواج با هيچ زنی را داده، طبعاً تبعات و فهم چنین رويه ای در کلیسا منجر به مذموميت سکس و آميزش جنسی با جنس مخالف خواهد شد. تبعاتی که منجر به بروز پديده ای در انديشه دين ورزانه مسيحيت کاتوليک شد تحت عنوان «کشيش» و «راهبه» که هر دو اصلی ترين عبادت خود را پرهيز از ازدواج قرار داده اند. چرا که نگاه ايشان به سکس نگاهی مذموم است. اينکه می بينيم در جهان مدرن، سکس اگر چه حرف اصلی نيست اما يکی از حرف های اصلی است! اين را می توان و بايد به حساب واکنش غريضی و اجتناب ناپذير نگاه مذمومانه کليسای قرون وسطی به سکس تلقی کرد.
http://www.sokhan.info/Farsi/BohranE.htm

خدا رحمت کند دکتر شریعتی را که تعریف می کرد وقتی یکی از دانشجویانش در فرانسه عاشق دختری زیبا اما راهبه در پاریس شده بود و وقتی جوان دانشجو به ایشان پیشنهاد ازدواج داده بود علیامخدره ضمن عذرخواهی اظهار داشته: من در جهانی دیگر با عیسی مسیح ازدواج خواهم کرد! دکتر در پاسخ به دانشجویش گفته بود:
به ایشان از قول من بگو اگر مسیح عرضه داشت در همین دنیا ازدواج می کرد!

هر چند بنا بر روایتی دیگر این تمهید زیرکانه امپراطوری روم و اصحاب کلیسا بود که علی رغم آنکه عیسی مسیح با مریم مجدلیه ازدواج کرد و حتی صاحب فرزند نیز از وی شد اما ایشان جهت بسط قدرت در حوزه امپراطوری خود ترجیح دادند از اساس منکر برخورداری اولاد برای عیسی شوند تا بدین ترتیب سهم انحصاری شان از کیک قدرت را تضمین نموده و امپراطوری را نزد خود قبضه کنند.
در هر حال اینها چیزی از ابتذال نهفته در چنان روایتی از ذم انگاری سکس نزد کلیسای مسیحیت نمی کاهد.
در مقام مقایسه اصرار بر پرهیز از ازدواج نزد کلیسای کاتولیک همانقدر احمقانه است که پرداخت سالیانه مالیات شهروندان انگلیسی جهت تامین مخارج دربار سلطنتی انگلستان.
آیا در قرن بیست و یکم اینکه شهروندان یک کشور نیز که به صفت ظاهر مدرن و متمدن نیز محسوب می شوند خود را موظف بدانند تا برای زندگی فاخر و اشرافی یک خانواده همه ساله مالیات پرداخت کنند تا همان خانواده فربه شده از قبال مالیات شهروندان سالی یک بار منت گذاشته و نزول اجلال فرموده و شهروندان را مفتخر به رویت جلال و جبروت سلطنتی خود کنند، بلاهت نیست؟
مهم ترین نتیجه ای که از چنان بلاهتی می توان گرفت آن است که تحجر و سفاهت نه وابسته به زمان است و نه وابسته به مکان بلکه موکول به تعلیق شعور است.

۶ نظر:

ناشناس گفت...

جناب سجادی

ممنوعیت ازدواج برای روحانیون کاتولیک چند قرن بعد از میلاد مسیح مرسوم شد، کاملا دلیل اقتصادی داشت و هیچ ارتباطی‌ به شهوت و سکس ندارد.


سابق بر این قانون در این مذهب، کشیش بودن موروثی بود و از پدر به پسر میرسید. از طرف دیگر اموال هر کلیسا و دریافتیهایش (از خمس و زکات به قول خودمان) متعلق به همان کلیسا و مال کشیش آن کلیسا بود که از پدر به پسر به ارث میرسید. واتیکان برای اینکه پولهای کلیساها را بالا کشد و قدرت را در واتیکان متمرکز کند ازدواج کشیشان را ممنوع کرد. در نتیجه موروثی بودن ور افتاد و تمام اموال کلیساها در سطح جهان به واتیکان منتقل شد چون وارثی دیگر در کار نبود. از طرفی‌ هم انتصاب کشیش‌ها هم در دست واتیکان افتاد. از طریق کنترل اموال و استصاب کشیش‌ها واتیکان موفق شد به یک انستیتو متمرکز، پول دار و قدرتمند تبدیل شود که امروز شاهد آن هستیم. البته این قضیه مشکلات فراوانی‌ هم به همراه داشته که ملاحظه میفرمایید.

ممد

ناشناس گفت...

Aghay sajadi,
1-mi she Reference sohbat hatoon ra begzarid?
2- Mavared besyar door az akhlagh ke dar beyn aghayan Rohani moslaman marsom ast, dar kenar mojavez 4 hamsar daem be che dalil ast?
dar Eslam ke sex baray mardan kheili khoob va baray zanan vazife ast dar barabar hamsareshon????
fekr ne mi konid matlabetoon kheili be omghe?

mina10 گفت...

Vatican = Mafia, Just like any other religion, Christianity has had its own fair share of criminal activities. The Catholic church is not any different from the mafia, the only difference is that the mafia is more honest. They know and they say they are murderers. The bishop is question abused deaf children. Can you imagine abusing a disabled child? I am sure the Vatican is not much different from Qum where Talabehs engage in homosexual activities, or sigheh. Not that there is anything wrong with homosexual activities, but the hypocrisy of the whole thing is shameful, i.e., they do gay bashing but engage in homosexual activities, but sigheh is a different matter as it is the same as prostitution. There is something to be said about depriving people of something as natural as sex. You can see the consequences in Vatican and moslem countries.

ناشناس گفت...

آقای با شعور!
شصت میلیون نفر مردم انکلستان رو همینطور الا بختکی بی شعور فرض میکنی و با وقاحت عم اینجا مینویسی؟!!!

مال مال خودشون و ملکه هم ملکه اونهاست به تو چه که به کی مالیات میدن؟!!!

نشستی تو دخمه خودت از میلیونها نفر که هزاران هزارشون یک تار موی گندیده شون سدها برابر تو و همفکرات می ارزه ایراد میگیری؟!!!

وافعا که درست گفتن عالم بی اخلاق از نادان خطرناک تره.

برو برای درمان این ذهن کثیفت یه شفایی جستجو کن

داریوش سجّادی گفت...

دوست ناشناس
اگر بجای شصت میلیون 60 میلیارد نفر هم بودند که بر ایده یا مرامی غلط اصرار و ابرام می ورزیدند مطمئن باشید بنده یک لحظه هم در زیر سوال بردن شعور ایشان تردید نکرده و نخواهم کرد

M گفت...

AGHAYEH SAJADI CHERA BE PEDR O MADAREH (NASHENAS) TOHEN KARDED? AGSAREH MARDOMEH UK (AHMAGH ) HASTAND
HARFEH HAGH KE ASABANEYAT NADARAD NASHENAS))IA KE NOKARI? HOM))