۱۳۹۶ خرداد ۱۲, جمعه

نوشتن یا ننوشتن!؟



متعاقب پیروزی حسن روحانی در انتخابات همان طور که محتمل بود موج سنگینی از دیکتاتوری و یکه تازی مسبوق به سابقه اصحاب و ریزه خواران سفره قدرت راه افتاد تا فضای رسانه ای و سیاسی کشور را تحت ایزوله خود قرار دهند.

از جمله تعداد بسیار زیادی از همین ریزه خواران با ارسال پیغام امر به سکوت و دیگر ننوشتن اینجانب داده و می دهند!

مزید اطلاع این دوستان به اطلاع می رساند همان طور که پیش تر در «میثاقیه» نوشتم طی تمامی سال های قلمداری در غربت چیزی جز دشنام و درشتی و پلشتی و توهین و ناسزا از جانب دشمنان ملت بزرگوار ایران و به اتهام دفاع از این بزرگواران نشنیده ام اما نازک طبعی نکردم.

علی ایحال بدمستی تان بابت چیست؟

بنده که نوباوه دنیای سیاست نیستم و به اندازه کافی با اقتضائات و ممکنات پیروزی و شکست در سیاست آشنایم.

مثل اینجانب با شمایان قرینه کودتای نافرجام «سرهنگ فولادی» علیه «رضا خان» است که در لحظه اعدام وقتی پیغام رضا خان را شنید که «عفو بخواه تا ببخشمت»! ایشان نیز پاسخ داد:

بخشش برای چه؟ تو کودتا کردی گرفت! من کردم نگرفت! دیگر طلب بخششی لازم نیست!

دوستان گرانقدر نیز نگران نباشند. شما بُردید ولو به شیوه کثیف. کام تان شیرین. مطمئن نیز باشید اینجانب ارزنی برای نوشتن جز تعهدم به ملت و کشور و نظام و انقلابم انگیزه و رغبتی دیگر ندارم و اتفاقا بعد از سالها نوشتن دنبال بهانه ای برای خداحافظی بوده و هستم.

اما این رخصت را از شمایان نگرفته و نخواهم گرفت. مطمئن باشید اگر تنها ده نفر از فرزندان انقلاب امر بر خاموش باش این کمترین قلمدار شان دهند بلافاصله امتثال امر خواهد شد و بعد از سالها ناسزا شنوی از شمایان به خلوت غریبانه خود در غربت خواهم خزید تا روز مقرر رفتن.

لذا همت خود را بجای فشار بر اینجانب صرف تهیه یک طومار تنها ده نفره از فرزندان انقلاب فرمائید مطمئن باشید در آن صورت لامحاله از خدمت تان مرخص خواهم شد.

زیاده عرضی نیست.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میثاقیه

۵ نظر:

ناشناس گفت...

سیدعزیز،
از خداحافظی چه میگویی؟؟
عمرت دراز باد و مرکب قلمت جاری.
همانطور که پروردگار از عالمان پیمان گرفته، که پرخوری ظالم و گرسنگی مظلوم را تحمل نکنند، از صاحبان قلم نیز پیمان گرفته است.

سید عزیز، امید و دلخوشی ما انقلابیهای نسل سوم، به کسانی همچون شما است.

محمدامین حسن پور

ناشناس گفت...

مجید : الحق که جمهوری اسلامی هستید و خارج از این شیوه هیچ گاه رفتار نمی کنید .
دارید حریف طلبی خیالی می کنید تا در این وادی از پا نیفتید و دیگرانی شما را ببینند . چرا نمی نویسید که چه کسانی شما را از نوشتن منع کرده اند تا پاسخ گو باشند . برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دو هستید در مورد تعاونی های اعتباری خود سر . نه مجری می تواد بپرسد که چه کسانی این تعاونی ها را به راه انداخته اند و نه معاون بانک مرکزی می تواند نام ببرد . از اول تا به آخر همه چیز می گویند به جز از نام ها .
بنویسید آقا .
البته اگر این کامنت را منتشر نکنید به هیچ جا بر نخواهد خورد چون جمهوری اسلامی هستید و پاسخ گو نه .

Akbar Nassiri گفت...

دوست عزیز جناب آقای سجّادی
من به شکل منظم نوشته های شما را می خوانم و در واقع شما به نظر من تنهاکسی هستید که با وجود اقامت در امریکا (یعنی ناو فرماندهی سرمایه سالاری غرب)از تعهد به وطن و مردمتان دست نکشیده اید. در حیطه اطلاعات من، شما در میان ایرانیانی که در خارج از مرزهای وطن دستی به قلم دارند تنها روزنه امید هستید. به لنترانی های غرق شده گان در بی فرهنگی و غرب نشینان توجه نکنید. من مدتی طولانی است که ساکن کانادا هستم (از اوائل ۱۹۷۰) و دوره های مختلف سیاسی محیط های ایرانی را پشت سر گذاشته ام و امروز به جد می توانم بگویم که زمینه های کج فهمی و جو گرفتگی ما ایرانیان در برابر یورش پایدار رسانه های این سامان که اکثرا ملک طلق یهودی های صهیونیست هستند، بسیار قوی است. تازه منظورم آن گروه اندک ایرانیانی است که برای زندگی به زحمت و کار خود متکی هستند و گر نه آنان که در صدها رسانه شناخته شده فارسی قلم میزنند و یا در صد ها کانال تلویزیونی کار میکنند فرو ما یگانی هستند که برای فرار از کار احتمالا پر زحمت، به ننگ خوش خدمتی به دشمنان وطن و مردمشان تن داده اند.
از عو عو این خود فروختگان بیمی نداشته باشید که آنان جز دشنام دادن چیزی در چنته ندارند. این روزنه امید را باز نگه دارید.

ناشناس گفت...

سلام اوستاد عزی------------زم
تو رو بخدا اینجور حرف نزنید قلبم بدرد آمد.!
چه جور دلت میاد ننویسی وما را محروم کنی از نوشته های خوب و صادقانه تان!در ضمن جواب هم رزمات را چه میخواهی بدهی رزمنده خسته ناپذیر دشمنت خسته باشد .
نبینم جلوئ قولدوران کوتاه بیائ شیر مرد سختی هاوناملایمات که هدف این نامردان همین است که از شناختی که من از شما دارم این آرزو را به دل ناپاکشان میزاری انشاالله
خییییییلی دوستان دارم وعاشق قلمتان هستم در این روزهای روحانی (نه اون روحانی هاااا)خنده
برائ سلامتیتان دعا میکنم ...
قلمتان پایدار

ناشناس گفت...

احساس نمیکنید در حال مظلوم نمایی و سعی در جلب توجه و خود بزرگ پنداری بیش از حد ( علی رغم ادعای هیچ بودن ) هستید ؟ ضمنا شما که به عالم و آدم خارج نشین نیش و تهمت وطن فروشی میزنید تا الان چرا یک بار علت زندگی خود و خانواده محترمتون در آمریکا رو نگفتید ؟ چرا منبع درآمدتون در آمریکا رو شفاف سازی نمیکنید ؟؟